social crassnesses
بیشأنسیهای اجتماعی
cultural crassnesses
بیشأنسیهای فرهنگی
verbal crassnesses
بیشأنسیهای کلامی
moral crassnesses
بیشأنسیهای اخلاقی
intellectual crassnesses
بیشأنسیهای فکری
artistic crassnesses
بیشأنسیهای هنری
political crassnesses
بیشأنسیهای سیاسی
emotional crassnesses
بیشأنسیهای عاطفی
behavioral crassnesses
بیشأنسیهای رفتاری
economic crassnesses
بیشأنسیهای اقتصادی
his crassnesses often offend people around him.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ناراحتی اطرافیانش میشود.
she was tired of his crassnesses during their conversations.
او از رفتارهای بیادبانه او در طول مکالماتشان خسته شده بود.
the crassnesses displayed at the party made everyone uncomfortable.
رفتارهای بیادبانه نشان داده شده در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.
his crassnesses were a reflection of his upbringing.
رفتارهای بیادبانه او بازتابی از تربیتش بود.
people often overlook his talent because of his crassnesses.
به دلیل رفتارهای بیادبانه او، مردم اغلب استعدادش را نادیده میگیرند.
they discussed the crassnesses in modern comedy.
آنها در مورد رفتارهای بیادبانه در کمدی مدرن بحث کردند.
her crassnesses were surprising given her otherwise polite demeanor.
با توجه به رفتار مؤدبانه او، رفتارهای بیادبانه او غیرمنتظره بود.
the crassnesses in his jokes alienated his audience.
رفتارهای بیادبانه در شوخیهای او مخاطبانش را بیگانه کرد.
despite his crassnesses, he had a good heart.
با وجود رفتارهای بیادبانه او، قلب خوبی داشت.
they tried to address his crassnesses in a constructive manner.
آنها سعی کردند به روشی سازنده به رفتارهای بیادبانه او رسیدگی کنند.
social crassnesses
بیشأنسیهای اجتماعی
cultural crassnesses
بیشأنسیهای فرهنگی
verbal crassnesses
بیشأنسیهای کلامی
moral crassnesses
بیشأنسیهای اخلاقی
intellectual crassnesses
بیشأنسیهای فکری
artistic crassnesses
بیشأنسیهای هنری
political crassnesses
بیشأنسیهای سیاسی
emotional crassnesses
بیشأنسیهای عاطفی
behavioral crassnesses
بیشأنسیهای رفتاری
economic crassnesses
بیشأنسیهای اقتصادی
his crassnesses often offend people around him.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ناراحتی اطرافیانش میشود.
she was tired of his crassnesses during their conversations.
او از رفتارهای بیادبانه او در طول مکالماتشان خسته شده بود.
the crassnesses displayed at the party made everyone uncomfortable.
رفتارهای بیادبانه نشان داده شده در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.
his crassnesses were a reflection of his upbringing.
رفتارهای بیادبانه او بازتابی از تربیتش بود.
people often overlook his talent because of his crassnesses.
به دلیل رفتارهای بیادبانه او، مردم اغلب استعدادش را نادیده میگیرند.
they discussed the crassnesses in modern comedy.
آنها در مورد رفتارهای بیادبانه در کمدی مدرن بحث کردند.
her crassnesses were surprising given her otherwise polite demeanor.
با توجه به رفتار مؤدبانه او، رفتارهای بیادبانه او غیرمنتظره بود.
the crassnesses in his jokes alienated his audience.
رفتارهای بیادبانه در شوخیهای او مخاطبانش را بیگانه کرد.
despite his crassnesses, he had a good heart.
با وجود رفتارهای بیادبانه او، قلب خوبی داشت.
they tried to address his crassnesses in a constructive manner.
آنها سعی کردند به روشی سازنده به رفتارهای بیادبانه او رسیدگی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید