craton

[ایالات متحده]/ˈkreɪtən/
[بریتانیا]/ˈkreɪtɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش پایدار و باستانی از پوسته قاره‌ای
Word Forms
جمعcratons

عبارات و ترکیب‌ها

craton stability

پایداری کراتون

craton formation

تشکیل کراتون

craton geology

زمین‌شناسی کراتون

craton evolution

تکامل کراتون

craton boundaries

مرزهای کراتون

craton uplift

بالا آمدن کراتون

craton tectonics

تکتونیک کراتون

craton age

سن کراتون

craton rocks

سنگ‌های کراتون

craton research

تحقیقات کراتون

جملات نمونه

the craton is a stable part of the continental crust.

کراتون بخشی پایدار از پوسته قاره‌ای است.

geologists study cratons to understand earth's history.

زمین‌شناسان کراتون‌ها را برای درک تاریخ زمین مطالعه می‌کنند.

cratons can be found in ancient continental regions.

کراتون‌ها را می‌توان در مناطق قاره‌ای باستانی یافت.

the stability of a craton is crucial for mineral exploration.

پایداری یک کراتون برای اکتشافات معدنی بسیار مهم است.

many diamonds are sourced from craton areas.

بسیاری از الماس‌ها از مناطق کراتون به دست می‌آیند.

cratons are often associated with ancient tectonic activity.

کراتون‌ها اغلب با فعالیت‌های تکتونیکی باستانی مرتبط هستند.

understanding cratons helps in predicting geological events.

درک کراتون‌ها به پیش‌بینی رویدادهای زمین‌شناسی کمک می‌کند.

research on cratons reveals valuable information about plate tectonics.

تحقیقات در مورد کراتون‌ها اطلاعات ارزشمندی در مورد تکتونیک صفحه ارائه می‌دهد.

the canadian shield is a well-known craton.

سپر کانادا یک کراتون شناخته شده است.

cratons can provide insights into the formation of continents.

کراتون‌ها می‌توانند بینشی در مورد تشکیل قاره‌ها ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید