creaking

[ایالات متحده]/ˈkriːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkriːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری creak، ایجاد یک صدای بلند و تیز

عبارات و ترکیب‌ها

creaking door

در باز صدا دار

creaking floor

کف صدا دار

creaking stairs

پله های صدا دار

creaking sound

صدای جیر جیر

creaking wood

چوب صدا دار

creaking hinges

لولا های صدا دار

creaking chair

صندلی صدا دار

creaking beam

تیر صدا دار

creaking noise

صدای جیر جیر

creaking roof

سقف صدا دار

جملات نمونه

the old door was creaking as the wind blew through the cracks.

درِ قدیمی در حالی که باد از میان ترک‌ها می‌وزید، صدا می‌داد.

she heard the creaking of the floorboards in the quiet house.

او صدای جیرجیر کف‌پوش‌ها را در خانه‌ی ساکت شنید.

the creaking sound of the ship made the passengers uneasy.

صدای جیرجیرکشتی باعث ناراحتی مسافران شد.

he ignored the creaking noise coming from the attic.

او صدای جیرجیر که از زیرشیرآباد می‌آمد را نادیده گرفت.

the creaking of the old swing brought back childhood memories.

صدای جیرجیر تاب قدیمی خاطرات دوران کودکی را زنده کرد.

as the tree swayed, the branches began creaking ominously.

همانطور که درخت تاب می‌خورد، شاخه‌ها به طور خطرناکی صدا می‌دادند.

the creaking stairs warned her that someone was coming.

پله‌های جیرجیر به او هشدار می‌دادند که کسی دارد می‌آید.

he winced at the creaking sound of his knees as he stood up.

وقتی بلند شد، از صدای جیرجیر زانویش اخم کرد.

the creaking bridge made them hesitate before crossing.

صدای جیرجیر پل باعث شد قبل از عبور از آن مردد شوند.

in the silence of the night, the creaking of the house was unsettling.

در سکوت شب، صدای جیرجیر خانه آزاردهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید