moaning

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناله کردن
v. شکایت کردن; ناله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

soft moaning

ناله ملایم

constant moaning

ناله پیوسته

muffled moaning

ناله خفه

جملات نمونه

She was moaning in pain after the accident.

او بعد از حادثه در حالی که ناله می‌کرد، درد می‌کشید.

The patient was moaning with discomfort.

بیمار در حالی که ناله می‌کرد، ناراحت بود.

He heard someone moaning in the distance.

او صدای ناله‌ای را از دور شنید.

The dog was moaning in hunger.

سگ از گرسنگی ناله می‌کرد.

The wind moaning through the trees created an eerie atmosphere.

صدای ناله‌وار باد که از میان درختان می‌گذشت، فضایی وهم‌آلود ایجاد کرد.

She lay on the bed moaning softly.

او روی تخت در حالی که به آرامی ناله می‌کرد، دراز کشیده بود.

The haunted house was filled with moaning spirits.

خانه تسخیر شده با ارواح ناله کننده پر شده بود.

The old man was moaning about the state of the world.

آن مرد پیر در مورد وضعیت جهان ناله می‌کرد.

The engine was moaning under the strain of the heavy load.

موتور در حالی که تحت فشار بار سنگین بود، ناله می‌کرد.

The singer's moaning voice added a touch of melancholy to the song.

صدای ناله‌وار خواننده، رگه‌ای از غمگینی را به آهنگ اضافه کرد.

نمونه‌های واقعی

Yeah, I heard the moaning. Are we terrible people?

بله، صدای ناله را شنیدم. آیا ما آدم‌های بدی هستیم؟

منبع: Modern Family Season 6

The Ruhr has been moaning for decades.

راور در دهه‌ها بوده است که ناله کرده است.

منبع: The Economist - International

Okay enough moaning now, we've vented, right?

باشه دیگه ناله نکنید، ما تخلیه کردیم، درسته؟

منبع: Emma's delicious English

Welcome to the club! Oh, stop moaning.

به جمع ما خوش آمدید! اوه، دیگه ناله نکن.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

Then the sea, said, Hark! and far away they heard the deep moaning of the coming storm.

سپس دریا گفت: ای! و دوردست‌ها صدای ناله عمیق طوفان قریب الوقوع را شنیدند.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

He was moaning and then nothing.

او داشت ناله می‌کرد و بعد هیچ.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I was moaning that I can't taste the difference.

من داشتم ناله می‌کردم که نمی‌توانم تفاوت را بچشم.

منبع: Gourmet Base

The moaning may seem tame today, but, in 1969, it was incendiary.

ناله ممکن است امروز آرام به نظر برسد، اما در سال 1969، آتش‌زا بود.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

She crumpled, falling at his feet, sobbing and moaning on the floor.

او پیچید و در حال گریه و ناله روی زمین افتاد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

The Tang Monk was almost asleep when he heard a moaning sound from outside.

راهب تانگ تقریباً خوابیده بود که صدای ناله شنید.

منبع: Journey to the West

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید