screeching

[ایالات متحده]/'skri:tʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید صداهای بلند و تیز یا فریادها

جملات نمونه

The monkeys were screeching in the trees.

میمن‌ها در درختان جیغ می‌کشیدند.

the unedifying sight of the two leaders screeching conflicting proposals.

صحنه ناخوشایند دو رهبر که پیشنهادات متناقض را فریاد می زنند

strident, screeching brakes. See also Synonyms at gaudy 1 soft

ترمزهای بلند و جیغ‌مانگیز. همچنین به مترادف‌ها در gaudy 1 soft مراجعه کنید

The screeching sound of the brakes startled the pedestrians.

صدای جیغ لاستیک ترمز باعث ترس و وحشت عابران پیاده شد.

I couldn't focus on my work with the screeching noise coming from the construction site.

من نمی‌توانستم روی کارم تمرکز کنم با صدای جیغی که از محل ساخت و ساز می‌آمد.

The screeching of the microphone feedback was unbearable.

صدای جیغ بازخورد میکروفون غیرقابل تحمل بود.

The screeching of the car tires echoed through the empty street at night.

صدای جیغ لاستیک ماشین در شب از خیابان خالی منعکس می‌شد.

The screeching of the seagulls filled the air by the beach.

صدای جیغ گنجشک‌های دریایی هوا را در کنار ساحل پر می‌کرد.

The screeching of the chalk on the blackboard made everyone cringe.

صدای جیغ گچ روی تخته سیاه باعث شد همه اخم کنند.

The screeching brakes indicated that the train was coming to a stop.

صدای جیغ ترمزها نشان می‌داد که قطار در حال توقف است.

The screeching of the baby woke up the entire household.

جیغ نوزاد کل خانه را از خواب بیدار کرد.

The screeching guitar solo added an edgy vibe to the song.

قطعه گیتار جیغی، حال و هوای خاصی به آهنگ بخشید.

The screeching of the hawk pierced through the silence of the forest.

صدای جیغ شاهین از سکوت جنگل عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید