creamier

[ایالات متحده]/ˈkriːmiə/
[بریتانیا]/ˈkriːmiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بافتی نرم و غنی مانند خامه

عبارات و ترکیب‌ها

creamier texture

بافت نرم‌تر

creamier taste

طعم نرم‌تر

creamier coffee

قهوه نرم‌تر

creamier sauce

سس نرم‌تر

creamier ice cream

آیس‌کریم نرم‌تر

creamier filling

مواد پرکننده نرم‌تر

creamier yogurt

ماست نرم‌تر

creamier soup

سوپ نرم‌تر

creamier dip

دیپ نرم‌تر

creamier frosting

کراستینگ نرم‌تر

جملات نمونه

the new recipe makes the sauce creamier than before.

دستورالعمل جدید باعث می‌شود سس از قبل کرم‌تری شود.

adding more butter will make the cake creamier.

اضافه کردن کره بیشتر باعث می‌شود کیک کرم‌تری شود.

this ice cream is creamier than any i've ever tasted.

این بستنی از هر بستنی دیگری که تا به حال چشیده ام کرم تر است.

she prefers her coffee creamier with extra milk.

او ترجیح می دهد قهوه اش با شیر بیشتر کرم تر باشد.

the new yogurt is creamier and richer in flavor.

ماست جدید کرم تر و با طعم غنی تری است.

he added cream to make the soup creamier.

او خامه اضافه کرد تا سوپ کرم تر شود.

for a creamier texture, blend the ingredients longer.

برای بافت کرم تر، مواد را بیشتر مخلوط کنید.

her homemade dip is creamier than any store-bought version.

دپ خانگی او از هر نسخه آماده خرید کرم تر است.

adding cream cheese will make the frosting creamier.

اضافه کردن پنیر خامه‌ای باعث می‌شود روی کیک کرم‌تری شود.

the pasta sauce is creamier with the addition of cheese.

با اضافه کردن پنیر، سس پاستا کرم‌تری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید