cremate

[ایالات متحده]/krɪ'meɪt/
[بریتانیا]/'krimet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سوزاندن؛ به خاکستر تبدیل کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcremating
شکل سوم شخص مفردcremates
قسمت سوم فعلcremated
زمان گذشتهcremated
جمعcremates

جملات نمونه

Laowang explains: "Combustion is cremate, degenerating is inhumation.

لاووانگ توضیح می‌دهد: «احتراق سوزاندن است، زوال دفن کردن است.

He wants to is cremated, not buried.

او می‌خواهد سوزانده شود، نه دفن شود.

The family decided to cremate their loved one's body.

خانواده تصمیم گرفت جسد محبوب خود را بسوزاند.

It is common practice to cremate bodies in many cultures.

سوزاندن جسد در بسیاری از فرهنگ‌ها یک عمل رایج است.

The deceased requested to be cremated and have their ashes scattered in the mountains.

درخواست کرده بود که سوزانده شود و خاکسترش در کوه‌ها پراکنده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید