criminalness

[ایالات متحده]//ˈkrɪmɪnəlnəs//
[بریتانیا]//ˈkrɪmɪnəlnəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن جنایی؛ جنایتی بودن.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the criminalness of the murder shocked the entire community.

جناٸتی بودن قتل تمام جامعه را شوکه کرد.

he was charged with criminalness for his involvement in the fraud.

او به جناٸتی بودن در مورد مشارکت او در فساد متهم شد.

the investigation revealed the criminalness of their business practices.

تحقيق جناٸتی بودن روش‌های کاری آنها را آشکار کرد.

the court examined the level of criminalness in his actions.

دیوان در مورد میزان جناٸتی بودن اقدامات او بررسی کرد.

she faced criminalness charges related to identity theft.

او با متهمات جناٸتی بودن مربوط به سرقت هویت مواجه شد.

the evidence clearly proved the criminalness of the organization.

دلایل به روشنی جناٸتی بودن سازمان را اثبات کرد.

there was sufficient evidence of criminalness to proceed with the case.

دلایل کافی از جناٸتی بودن برای ادامه دادن به پرونده وجود داشت.

the criminalness case took several months to resolve.

پرونده جناٸتی بودن چند ماه طول کشید تا حل شود.

they denied any criminalness in their financial dealings.

آنها هرگونه جناٸتی بودن در معاملات مالی خود را انکار کردند.

the judge determined the degree of criminalness for sentencing.

دیوان میزان جناٸتی بودن برای محکومیت را تعیین کرد.

the alleged criminalness led to his immediate arrest.

جناٸتی بودن مظنون به ارائه فوری او منجر شد.

police uncovered the criminalness ring operating in the city.

پلیس گروه جناٸتی بودن که در شهر فعالیت می‌کرد را کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید