crinoline

[ایالات متحده]/'krɪn(ə)lɪn/
[بریتانیا]/'krɪnəlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای سفت که برای آستر دامن‌ها استفاده می‌شود و شکل زنگوله‌ای ایجاد می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

Its general use of cloth gunnysack cloth, crinoline or steel Sibu replaced.

استفاده عمومی آن از پارچه گونی، کرینولین یا فولاد سیبو جایگزین شد.

The crinoline of her dark flammulated dress swirled and swayed, sweeping into every corner of the stage.

کرینولین لباس تیره و شعله‌دارش چرخید و تاب خورد، به هر گوشه صحنه کشیده شد.

She wore a crinoline under her wedding dress.

او یک کرینولین زیر لباس عروس خود پوشید.

The fashion designer added layers of crinoline to the skirt.

طراح مد لایه‌هایی از کرینولین به دامن اضافه کرد.

Victorian-era women often wore crinolines for volume.

زنان دوران ویکتوریایی اغلب از کرینولین برای حجم بیشتر استفاده می‌کردند.

The crinoline rustled as she walked down the aisle.

کرینولین هنگام راه رفتن او در راهرو صدا می‌داد.

The historical costume required a hoop crinoline for authenticity.

لباس تاریخی به یک کرینولین حلقوی برای اصالت نیاز داشت.

The crinoline gave the dress a beautiful silhouette.

کرینولین به لباس یک خط بدنه زیبا بخشید.

The dancer's twirl made the crinoline flare out.

چرخش رقصنده باعث شد کرینولین به بیرون باز شود.

The bride's gown had a delicate crinoline trim.

لباس عروس دارای حاشیه کرینولین ظریفی بود.

The theater production required actors to wear crinolines for the period setting.

نمایش تئاتر نیاز داشت که بازیگران برای صحنه دوره‌ای کرینولین بپوشند.

The costume designer used crinoline to create a dramatic effect on stage.

طراح لباس از کرینولین برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک روی صحنه استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید