croquette

[ایالات متحده]/krəʊˈkɛt/
[بریتانیا]/kroʊˈkɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کیک کوچک، معمولاً گرد از گوشت، ماهی یا سبزیجات که با خرده نان پوشانده شده و سرخ می‌شود؛ (فرانسوی) یک کیک سرخ شده کوچک ساخته شده از گوشت چرخ‌کرده یا سبزیجات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

potato croquette

کتلت سیب‌زمینی

chicken croquette

کتلت مرغ

croquette recipe

دستور تهیه کروت

croquette filling

مواد داخل کروت

croquette sauce

سس کروت

cheese croquette

کروت پنیر

beef croquette

کروت گوشت

croquette platter

سینی کروت

vegetable croquette

کروت سبزیجات

croquette bites

بایت‌های کروت

جملات نمونه

i love to eat croquettes as a snack.

من عاشق خوردن کروکت به عنوان میان وعده هستم.

she made delicious potato croquettes for dinner.

او کروکت سیب زمینی خوشمزه برای شام درست کرد.

we served croquettes at the party last night.

ما کروکت در مهمانی شب گذشته سرو کردیم.

he prefers meat croquettes over vegetable ones.

او ترجیح می دهد کروکت گوشتی را نسبت به کروکت سبزیجات.

they are famous for their seafood croquettes.

آنها به خاطر کروکت های دریایی خود مشهور هستند.

you can find croquettes in many restaurants.

می توانید کروکت را در بسیاری از رستوران ها پیدا کنید.

i want to learn how to make croquettes at home.

من می خواهم یاد بگیرم چگونه کروکت را در خانه درست کنم.

croquettes are a popular dish in many cultures.

کروکت یک غذای محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.

they served croquettes with a spicy dipping sauce.

آنها کروکت را با سس دیپ تند سرو کردند.

she enjoys experimenting with different croquette recipes.

او از آزمایش دستور العمل های مختلف کروکت لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید