cross-functional

[ایالات متحده]/[ˈkrɒsˌfʌŋ(ʃ)ənəl]/
[بریتانیا]/[ˈkrɒsˌfʌŋ(ʃ)ənəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا مرتبط با چندین بخش یا عملکرد در یک سازمان؛ طراحی شده برای یکپارچه کردن مهارت‌ها و تخصص بخش‌ها یا عملکردهای مختلف.
n. تیمی یا پروژه‌ای که شامل اعضایی از بخش‌ها یا عملکردهای مختلف است.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-functional team

تیم بین‌واحدی

cross-functional collaboration

همکاری بین‌واحدی

cross-functional projects

پروژه‌های بین‌واحدی

cross-functional skills

مهارت‌های بین‌واحدی

cross-functional approach

رویکرد بین‌واحدی

cross-functionally working

به صورت بین‌واحدی کار کردن

cross-functional alignment

هم‌راستا بودن بین‌واحدی

cross-functional initiatives

ابتکارات بین‌واحدی

cross-functional experience

تجربه بین‌واحدی

cross-functional strategy

استراتژی بین‌واحدی

جملات نمونه

we need a cross-functional team to tackle this project effectively.

ما به یک تیم بین‌واحدی نیاز داریم تا این پروژه را به طور مؤثر پیش ببریم.

the cross-functional collaboration resulted in a successful product launch.

همکاری بین‌واحدی منجر به عرضه موفقیت‌آمیز محصول شد.

this initiative requires strong cross-functional communication across departments.

این طرح‌اقدام نیازمند ارتباطات قوی بین‌واحدی در سراسر بخش‌ها است.

the cross-functional working group will analyze market trends.

گروه کاری بین‌واحدی روند بازار را تجزیه و تحلیل خواهد کرد.

we're forming a cross-functional task force to address customer feedback.

ما در حال تشکیل یک گروه وظیفه‌شناس بین‌واحدی برای رسیدگی به بازخورد مشتری هستیم.

cross-functional alignment is crucial for achieving our strategic goals.

هم‌راستا بودن بین‌واحدی برای دستیابی به اهداف استراتژیک ما بسیار مهم است.

the cross-functional process improvement team identified key bottlenecks.

تیم بهبود فرآیند بین‌واحدی گلوگاه‌های کلیدی را شناسایی کرد.

we encourage cross-functional knowledge sharing within the organization.

ما تشویق به اشتراک‌گذاری دانش بین‌واحدی در سازمان می‌کنیم.

the cross-functional strategy aims to integrate sales and marketing efforts.

استراتژی بین‌واحدی بر ادغام تلاش‌های فروش و بازاریابی متمرکز است.

effective cross-functional leadership is essential for project success.

رهبری مؤثر بین‌واحدی برای موفقیت پروژه ضروری است.

the cross-functional review board will assess the proposal's feasibility.

هیئت بررسی بین‌واحدی امکان‌سنجی پیشنهاد را ارزیابی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید