crossbeams

[ایالات متحده]/ˈkrɒsbiːm/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌbim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تیر بزرگ که یک سازه را قطع می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

crossbeam support

حمایت تیرک

crossbeam design

طراحی تیرک

crossbeam connection

اتصال تیرک

crossbeam installation

نصب تیرک

crossbeam assembly

مونتاژ تیرک

crossbeam alignment

تراز تیرک

crossbeam structure

ساختار تیرک

crossbeam strength

مقاومت تیرک

crossbeam load

بار تیرک

crossbeam material

جنس تیرک

جملات نمونه

the carpenter installed the crossbeam to support the roof.

نجار تیر افقی را برای حمایت از سقف نصب کرد.

make sure the crossbeam is level before securing it.

قبل از محکم کردن آن، مطمئن شوید که تیر افقی تراز است.

we need to replace the old crossbeam for safety reasons.

ما باید تیر افقی قدیمی را به دلایل ایمنی جایگزین کنیم.

the crossbeam was painted to match the walls.

تیر افقی برای مطابقت با دیوارها رنگ آمیزی شد.

the architect designed a strong crossbeam for the new building.

معمار یک تیر افقی قوی برای ساختمان جدید طراحی کرد.

during the storm, the crossbeam held up remarkably well.

در طول طوفان، تیر افقی به طرز چشمگیری خوب مقاومت کرد.

the crossbeam is crucial for the structural integrity of the house.

تیر افقی برای یکپارچگی سازه خانه حیاتی است.

he measured the crossbeam carefully before cutting it.

او قبل از برش آن، تیر افقی را با دقت اندازه گرفت.

the crossbeam needs to be reinforced to handle the load.

تیر افقی باید برای تحمل بار تقویت شود.

they installed decorative elements on the crossbeam.

آنها عناصر تزئینی را روی تیر افقی نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید