crossheading

[ایالات متحده]/ˈkrɒsˌhɛd.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌhɛd.ɪŋ/

ترجمه

n. عنوانی که در سراسر عناوین اصلی در یک سند یا متن قرار می‌گیرد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

crossheading style

سبک سرتیتر

crossheading format

قالب سرتیتر

crossheading layout

چیدمان سرتیتر

crossheading section

بخش سرتیتر

crossheading usage

نحوه استفاده از سرتیتر

crossheading example

مثال سرتیتر

crossheading design

طراحی سرتیتر

crossheading alignment

تراز سرتیتر

crossheading reference

ارجاع سرتیتر

crossheading guidelines

دستورالعمل‌های سرتیتر

جملات نمونه

the report includes a crossheading for each section.

گزارش شامل یک عنوان فرعی برای هر بخش است.

make sure to use a clear crossheading to organize your content.

مطمئن شوید از یک عنوان فرعی واضح برای سازماندهی محتوای خود استفاده کنید.

the crossheading helps readers navigate the document easily.

عنوان فرعی به خوانندگان کمک می کند تا به راحتی در سند حرکت کنند.

each chapter starts with a relevant crossheading.

هر فصل با یک عنوان فرعی مرتبط شروع می شود.

he added a crossheading to clarify the main topic.

او یک عنوان فرعی برای روشن کردن موضوع اصلی اضافه کرد.

the crossheading was bolded for better visibility.

عنوان فرعی برای دید بهتر برجسته شد.

crossheadings can enhance the readability of your text.

عنوان فرعی می تواند قابلیت خواندن متن شما را افزایش دهد.

she formatted the document with appropriate crossheadings.

او سند را با استفاده از عنوان فرعی مناسب قالب بندی کرد.

adding a crossheading can break up large blocks of text.

اضافه کردن یک عنوان فرعی می تواند بلوک های بزرگ متن را از هم جدا کند.

use a crossheading to summarize the key points.

از یک عنوان فرعی برای خلاصه کردن نکات کلیدی استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید