crossnesses arise
ظهور نقاط عطف
crossnesses increase
افزایش نقاط عطف
crossnesses diminish
کاهش نقاط عطف
crossnesses manifest
ظاهر شدن نقاط عطف
crossnesses expressed
نقاط عطف بیان شده
crossnesses observed
نقاط عطف مشاهده شده
crossnesses noted
نقاط عطف مورد توجه
crossnesses discussed
نقاط عطف مورد بحث
crossnesses resolved
نقاط عطف حل شده
crossnesses triggered
نقاط عطف فعال شده
her crossnesses made it difficult for us to have a pleasant conversation.
مشکلات و سختیهای او باعث میشد که داشتن یک مکالمهی دلپذیر برای ما دشوار باشد.
despite her crossnesses, i decided to stay calm and listen.
با وجود مشکلات و سختیهای او، تصمیم گرفتم آرام بمانم و گوش کنم.
his crossnesses often stem from feeling misunderstood.
مشکلات و سختیهای او اغلب ناشی از احساس عدم درک شدن است.
we tried to avoid her crossnesses by being extra polite.
ما سعی کردیم با رفتار مؤدبانه، از مشکلات و سختیهای او دوری کنیم.
her crossnesses can sometimes be overwhelming for her friends.
مشکلات و سختیهای او گاهی اوقات میتواند برای دوستانش طاقتفرسا باشد.
he expressed his crossnesses through sarcastic remarks.
او مشکلات و سختیهای خود را از طریق اظهارات طعنهآمیز بیان میکرد.
addressing her crossnesses directly helped improve our relationship.
رسیدگی مستقیم به مشکلات و سختیهای او به بهبود رابطه ما کمک کرد.
her crossnesses were evident when things didn't go her way.
مشکلات و سختیهای او زمانی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمیرفت، آشکار میشد.
we learned to navigate her crossnesses with patience and understanding.
ما یاد گرفتیم با صبر و درک، مشکلات و سختیهای او را مدیریت کنیم.
his crossnesses often led to misunderstandings within the team.
مشکلات و سختیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم در تیم میشد.
crossnesses arise
ظهور نقاط عطف
crossnesses increase
افزایش نقاط عطف
crossnesses diminish
کاهش نقاط عطف
crossnesses manifest
ظاهر شدن نقاط عطف
crossnesses expressed
نقاط عطف بیان شده
crossnesses observed
نقاط عطف مشاهده شده
crossnesses noted
نقاط عطف مورد توجه
crossnesses discussed
نقاط عطف مورد بحث
crossnesses resolved
نقاط عطف حل شده
crossnesses triggered
نقاط عطف فعال شده
her crossnesses made it difficult for us to have a pleasant conversation.
مشکلات و سختیهای او باعث میشد که داشتن یک مکالمهی دلپذیر برای ما دشوار باشد.
despite her crossnesses, i decided to stay calm and listen.
با وجود مشکلات و سختیهای او، تصمیم گرفتم آرام بمانم و گوش کنم.
his crossnesses often stem from feeling misunderstood.
مشکلات و سختیهای او اغلب ناشی از احساس عدم درک شدن است.
we tried to avoid her crossnesses by being extra polite.
ما سعی کردیم با رفتار مؤدبانه، از مشکلات و سختیهای او دوری کنیم.
her crossnesses can sometimes be overwhelming for her friends.
مشکلات و سختیهای او گاهی اوقات میتواند برای دوستانش طاقتفرسا باشد.
he expressed his crossnesses through sarcastic remarks.
او مشکلات و سختیهای خود را از طریق اظهارات طعنهآمیز بیان میکرد.
addressing her crossnesses directly helped improve our relationship.
رسیدگی مستقیم به مشکلات و سختیهای او به بهبود رابطه ما کمک کرد.
her crossnesses were evident when things didn't go her way.
مشکلات و سختیهای او زمانی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمیرفت، آشکار میشد.
we learned to navigate her crossnesses with patience and understanding.
ما یاد گرفتیم با صبر و درک، مشکلات و سختیهای او را مدیریت کنیم.
his crossnesses often led to misunderstandings within the team.
مشکلات و سختیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم در تیم میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید