crotonbug

[ایالات متحده]/ˈkrəʊtən bʌg/
[بریتانیا]/ˈkroʊtən bʌg/

ترجمه

n. سوسک آلمانی (Blatta germanica)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

crotonbug control

کنترل شپشک کروتون

crotonbug infestation

آلودگی به شپشک کروتون

crotonbug removal

حذف شپشک کروتون

crotonbug damage

آسیب ناشی از شپشک کروتون

crotonbug treatment

درمان شپشک کروتون

crotonbug species

گونه‌های شپشک کروتون

crotonbug prevention

جلوگیری از شپشک کروتون

crotonbug habits

عادات شپشک کروتون

crotonbug traps

تله برای شپشک کروتون

crotonbug guide

راهنمای شپشک کروتون

جملات نمونه

the crotonbug is known for its vibrant colors.

کروتونبوگ به خاطر رنگ‌های زنده خود شناخته می‌شود.

many gardeners consider the crotonbug a pest.

بسیاری از باغبانان کروتونبوگ را آفتی در نظر می‌گیرند.

the crotonbug feeds on the sap of plants.

کروتونبوگ از شیره گیاهان تغذیه می‌کند.

to control the crotonbug, use insecticidal soap.

برای کنترل کروتونبوگ، از صابون حشره‌کش استفاده کنید.

observing the crotonbug can be fascinating for entomologists.

مشاهده کروتونبوگ می‌تواند برای متخصصان حشرات جذاب باشد.

in some regions, the crotonbug population is increasing rapidly.

در برخی مناطق، جمعیت کروتونبوگ به سرعت در حال افزایش است.

children enjoy learning about the crotonbug in science class.

کودکان از یادگیری در مورد کروتونبوگ در کلاس علوم لذت می‌برند.

identifying the crotonbug can help in pest management.

شناسایی کروتونبوگ می‌تواند به مدیریت آفات کمک کند.

the crotonbug's life cycle is interesting to study.

چرخه زندگی کروتونبوگ برای مطالعه جالب است.

farmers often report damage caused by the crotonbug.

کشاورزان اغلب گزارش می‌دهند که خسارت ناشی از کروتونبوگ وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید