cruelnesses

[ایالات متحده]/ˈkruːəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈkruːəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت بی‌رحمی

عبارات و ترکیب‌ها

extreme cruelnesses

ظلم و ستم‌های شدید

unforgiving cruelnesses

ظلم و ستم‌های بی‌رحمانه

harsh cruelnesses

ظلم و ستم‌های سخت‌گیرانه

unnecessary cruelnesses

ظلم و ستم‌های غیرضروری

systematic cruelnesses

ظلم و ستم‌های سیستماتیک

blatant cruelnesses

ظلم و ستم‌های آشکار

hidden cruelnesses

ظلم و ستم‌های پنهان

subtle cruelnesses

ظلم و ستم‌های ظریف

daily cruelnesses

ظلم و ستم‌های روزانه

emotional cruelnesses

ظلم و ستم‌های عاطفی

جملات نمونه

he was shocked by the cruelnesses of war.

او شوکه شد از بی‌رحمی‌های جنگ.

the novel explores the cruelnesses of human nature.

رمان به بررسی بی‌رحمی‌های طبیعت انسان می‌پردازد.

she could not understand the cruelnesses inflicted upon the innocent.

او نمی‌توانست بی‌رحمی‌هایی که بر بی‌گناهان وارد شده بود را درک کند.

documentaries often reveal the cruelnesses of factory farming.

فیلم‌های مستند اغلب بی‌رحمی‌های کشاورزی صنعتی را نشان می‌دهند.

he spoke out against the cruelnesses of the regime.

او با صدای بلند با بی‌رحمی‌های حکومت مخالفت کرد.

her art depicts the cruelnesses of life in poverty.

هنر او تصویری از بی‌رحمی‌های زندگی در فقر ارائه می‌دهد.

we must confront the cruelnesses that exist in our society.

ما باید با بی‌رحمی‌هایی که در جامعه ما وجود دارد روبرو شویم.

the film highlights the cruelnesses experienced by refugees.

فیلم بر بی‌رحمی‌هایی که پناهندگان تجربه می‌کنند، تأکید می‌کند.

his poetry reflects the cruelnesses of lost love.

شعر او بازتابی از بی‌رحمی‌های عشق گمشده است.

they organized a campaign against the cruelnesses of animal testing.

آنها یک کمپین علیه بی‌رحمی‌های آزمایش حیوانات سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید