crum

[ایالات متحده]/krʌm/
[بریتانیا]/krʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح عامیانه برای اتاق خواب یا تخت خواب
Word Forms
جمعcrums

عبارات و ترکیب‌ها

crum cake

کیک خامه ای

crum crunch

خشخشی

crum cookie

کیک بیسکویتی

crum topping

تاپینگ

crum mix

مخلوط

crum pie

پای

crum crust

پوسته

crum snack

میان وعده

crum layer

لایه

crum blend

ترکیب

جملات نمونه

don't crumple the paper when you write.

هنگام نوشتن کاغذ را چروک نکنید.

she tried to smooth out the crumpled shirt.

او سعی کرد پیراهن چروکیده را صاف کند.

the crum of the cookie fell on the floor.

خرده بیسکویت روی زمین افتاد.

he picked up the crumpled money from the table.

او پول چروکیده را از روی میز برداشت.

make sure to crumple the paper before recycling it.

مطمئن شوید قبل از بازیافت آن کاغذ را چروک کنید.

the crum of bread was scattered everywhere.

خرده نان همه جا پخش شده بود.

she crumpled the letter in frustration.

او سرشار از ناراحتی نامه را چروک کرد.

the artist used crumpled paper for his collage.

هنرمند از کاغذهای چروکیده برای کولاژ خود استفاده کرد.

he found a crumpled receipt in his pocket.

او یک رسید چروکیده در جیب خود پیدا کرد.

don't crumple your homework; keep it neat.

تمرین درسی خود را چروک نکنید؛ آن را مرتب نگه دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید