crumb

[ایالات متحده]/krʌm/
[بریتانیا]/krʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه کوچک نان یا کیک; مقدار کم
vt. به تکه‌های کوچک شکستن

عبارات و ترکیب‌ها

crumbly texture

بافت خردلی

crumb rubber

لاستیک خمیری

bread crumb

خرده نان

جملات نمونه

eraser crumbs; not a crumb of kindness for you.

خرده‌های پاک کن؛ ذره‌ای مهربانی برای شما وجود ندارد.

Sweep up the crumbs, please.

لطفاً خرده‌ها را جمع کنید.

the Budget provided few crumbs of comfort .

بودجه، آرامش کمی به ارمغان آورد.

it was the only crumb of comfort he could salvage from the ordeal.

این تنها ذره‌ای آرامش بود که می‌توانست از این تجربه نجات دهد.

He dropped crumbs of cake all over the table.

او خرده‌های کیک را روی میز پخش کرد.

Though I try to hide it,it`s clear that my world crumber,When you aren`t here.

اگرچه سعی می‌کنم آن را پنهان کنم، واضح است که دنیای من بدون شما از هم می‌پاشد.

whisked crumbs off the table; whisked the children away.

خرده‌ها را از روی میز پاک کرد؛ بچه‌ها را با خود برد.

To learn friction mechanism of cotyle and decrease the crumbs,we calculated relations between the thickness and stress/strain of cotyle by using ABAQUS software.

برای درک مکانیسم اصطکاک مفصل و کاهش خرده‌ها، ما روابط بین ضخامت و تنش/کرنش مفصل را با استفاده از نرم‌افزار ABAQUS محاسبه کردیم.

The thermal depolymerization of crumb rubber–asphalt system could be controlled by using the coadjustment of shearing temperature and shearing time.

تجزیه حرارتی پلیمر لاستیک خرد شده-آسفالت می تواند با استفاده از تنظیم مشترک دمای برشی و زمان برشی کنترل شود.

He crushed a hardtack biscuit, then mixed the crumbs with water and a bit of pemmican for flavoring.But each lumpy mouthful stuck in his throat.

او یک بیسکویت سخت را خرد کرد، سپس خرده‌ها را با آب و کمی پمیکان برای طعم مخلوط کرد. اما هر لقمه‌ای که گلوله‌ای بود در گلوی او گیر کرد.

Sprinkle flour onto the sliced liver, shallow fry until halfy cooked.Dish up and coat with bread crumbs, put on the prepared roasting tin.

آرد را روی کبد برش خورده بپاشید، تا نیمه پخته سرخ کنید. سرو کنید و با خرده‌های نان بپوشانید، روی سینی پخت آماده قرار دهید.

نمونه‌های واقعی

Pretty robin, come again tomorrow, and we will give you some more nice crumbs.

پرنده زیبا، دوباره فردا بیا و ما به شما چند تکه نان خوشمزه دیگر خواهیم داد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 1

Not like Hansel and Gretel, who consciously left bread crumbs.

بر خلاف هانسل و گرتل که آگاهانه تکه نان را رها کردند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2015

Do you prefer bread crumbs or not?

آیا ترجیح می دهید تکه نان یا نه؟

منبع: Deadly Women

And don't forget the crumbs on the table.

و تکه نان روی میز را فراموش نکنید.

منبع: American Horror Story Season 1

Living off crumbs means getting or earning very little.

زندگی با تکه نان به معنای به دست آوردن یا کسب درآمد بسیار کم است.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

Rob, would you mind wiping those crumbs from your mouth?

راب، آیا مشکلی دارد که آن تکه نان را از دهان شما پاک کنید؟

منبع: BBC Authentic English

There were lamb crumbs under the plumber's numb thumb.

تکه نان بره زیر انگشت بی حس لوله کش بود.

منبع: Emma's delicious English

And finally, sprinkle over that southern fried crumb.

و در نهایت، روی آن تکه نان سرخ شده جنوبی بپاشید.

منبع: Gourmet Base

And how will you find me? I don't have any bread crumbs.

و چگونه من را پیدا خواهید کرد؟ من هیچ تکه نانی ندارم.

منبع: Gossip Girl Selected

Picking up the crumbs, Robin knows the children Love him when he comes.

با برداشتن تکه نان، رابین می داند که کودکان وقتی می آید او را دوست دارند.

منبع: British Students' Science Reader

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید