crumped paper
مقواى چروکیده
crumped fabric
پارچه چروکیده
crumped corner
گوشه چروکیده
crumped leaves
برگهای چروکیده
crumped cookies
کیکهای چروکیده
crumped shirt
پیراهن چروکیده
crumped paper bag
کیسه کاغذی چروکیده
crumped notes
یادداشتهای چروکیده
crumped box
جعبه چروکیده
crumped photograph
عکس چروکیده
after the party, the papers were crumped on the floor.
بعد از مهمانی، کاغذها روی زمین چروکیده شده بودند.
he crumped the old newspaper before throwing it away.
او روزنامه قدیمی را قبل از دور انداختن چروک کرد.
the crumped fabric gave the dress a vintage look.
پارچه چروکیده به لباس ظاهری قدیمی داد.
the chef crumped the herbs to release their flavors.
سرآشپز گیاهان را چروک کرد تا طعم آنها آزاد شود.
she crumped the letter in frustration after reading it.
او بعد از خواندن آن، نامه را از سر ناامیدی چروک کرد.
the crumped paper made it difficult to read the instructions.
کاغذ چروکیده خواندن دستورالعمل ها را دشوار کرد.
he crumped the empty chip bag and tossed it in the bin.
او کیسه چیپس خالی را چروک کرد و آن را در سطل زباله انداخت.
the artist crumped the canvas to create a textured effect.
هنرمند بوم را چروک کرد تا جلوه بافتداری ایجاد کند.
she crumped the map before folding it neatly.
او نقشه را قبل از تا کردن آن به طور مرتب چروک کرد.
the old book had crumped pages that were hard to turn.
کتاب قدیمی صفحات چروکیده ای داشت که چرخاندن آنها سخت بود.
crumped paper
مقواى چروکیده
crumped fabric
پارچه چروکیده
crumped corner
گوشه چروکیده
crumped leaves
برگهای چروکیده
crumped cookies
کیکهای چروکیده
crumped shirt
پیراهن چروکیده
crumped paper bag
کیسه کاغذی چروکیده
crumped notes
یادداشتهای چروکیده
crumped box
جعبه چروکیده
crumped photograph
عکس چروکیده
after the party, the papers were crumped on the floor.
بعد از مهمانی، کاغذها روی زمین چروکیده شده بودند.
he crumped the old newspaper before throwing it away.
او روزنامه قدیمی را قبل از دور انداختن چروک کرد.
the crumped fabric gave the dress a vintage look.
پارچه چروکیده به لباس ظاهری قدیمی داد.
the chef crumped the herbs to release their flavors.
سرآشپز گیاهان را چروک کرد تا طعم آنها آزاد شود.
she crumped the letter in frustration after reading it.
او بعد از خواندن آن، نامه را از سر ناامیدی چروک کرد.
the crumped paper made it difficult to read the instructions.
کاغذ چروکیده خواندن دستورالعمل ها را دشوار کرد.
he crumped the empty chip bag and tossed it in the bin.
او کیسه چیپس خالی را چروک کرد و آن را در سطل زباله انداخت.
the artist crumped the canvas to create a textured effect.
هنرمند بوم را چروک کرد تا جلوه بافتداری ایجاد کند.
she crumped the map before folding it neatly.
او نقشه را قبل از تا کردن آن به طور مرتب چروک کرد.
the old book had crumped pages that were hard to turn.
کتاب قدیمی صفحات چروکیده ای داشت که چرخاندن آنها سخت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید