folded clothes
لباسهای تا شده
folded paper
مقوا تا شده
folded napkin
ساعت تا شده
folded blanket
ملحفه تا شده
folded filter
فیلتر تا شده
hills folded in the mist
تپهها در مه پیچیده بودند
folded the laundry; folded the chairs for stacking.
لباسها را تا کردند؛ صندلیها را برای چیدن تا کردند.
folded his children to his breast; folded the check into the letter.
فرزندانش را در آغوش گرفت؛ چک را در نامه تا کرد.
She folded the towels tidily.
او حولهها را به طور مرتب تا کرد.
The hawk folded its wings.
گوشهنگي بالهايش را جمع کرد.
folded the beaten egg whites into the batter.
پودر تخم مرغ زده شده را در خمیر مخلوط کرد.
a team that never folded under pressure.
تیمی که هرگز تحت فشار تسلیم نمیشود.
the small card table was folded up and put away.
میز کارت کوچک تا شد و کنار گذاشته شد.
a plastic bag was folded around the book.
یک کیسه پلاستیکی دور کتاب تا شد.
the club folded earlier this year.
باشگاه امسال زودتر منحل شد.
the chair can be folded flat for easy storage.
صندلی را میتوان به راحتی برای ذخیره سازی صاف تا کرد.
a folded tophat is collapsed;
یک کلاه فرو رفته است.
In the army camp the quilts are usually folded in this manner.
در اردوگاه ارتش، معمولاً پتوها به این شکل تا میشوند.
The farmer folded the seeds in a piece of paper.
کشاورز دانهها را در یک تکه کاغذ تا کرد.
The business has folded (up).
کسب و کار ورشکست شده است.
I folded the letter and then put it into the envelope.
نامه را تا کردم و سپس آن را در پاکت گذاشتم.
Dark clouds folded the hills.
ابرهاي تيره تپهها را پوشاندند.
A piece of paper was folded in the card.
یک تکه کاغذ در کارت تا شد.
Hills were folded in mist.
تپهها در مه پیچیده بودند.
The business finally folded up last week.
کسب و کار هفته گذشته بالاخره ورشکست شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید