crumpets

[ایالات متحده]/ˈkrʌmpɪts/
[بریتانیا]/ˈkrʌmpɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان نرم، گرد و اسفنجی که اغلب به صورت تست شده سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

buttered crumpets

نان کرمپت کره ای

warm crumpets

نان کرمپت گرم

toasted crumpets

نان کرمپت تست شده

crumpets with jam

نان کرمپت با مربا

crumpets for breakfast

نان کرمپت برای صبحانه

fluffy crumpets

نان کرمپت پف دار

crumpets and tea

نان کرمپت و چای

sweet crumpets

نان کرمپت شیرین

savory crumpets

نان کرمپت خوش طعم

crumpets with butter

نان کرمپت با کره

جملات نمونه

she served crumpets with butter and jam.

او کرامپت‌ها را با کره و مربا سرو کرد.

we enjoyed crumpets for breakfast.

ما از خوردن کرامپت‌ها برای صبحانه لذت بردیم.

crumpets are a popular snack in england.

کرامپت‌ها یک میان وعده محبوب در انگلستان هستند.

he likes to toast crumpets before eating them.

او دوست دارد قبل از خوردن آنها کرامپت‌ها را تست کند.

she topped her crumpets with honey.

او کرامپت‌های خود را با عسل پوشاند.

crumpets can be found in most cafes.

می‌توان کرامپت‌ها را در اکثر کافه‌ها پیدا کرد.

they enjoyed crumpets while watching a movie.

آنها در حین تماشای فیلم از خوردن کرامپت‌ها لذت بردند.

crumpets are best served warm.

بهتر است کرامپت‌ها گرم سرو شوند.

she baked a batch of crumpets for her friends.

او یک دسته کرامپت برای دوستانش پخت.

on rainy days, crumpets are a cozy treat.

در روزهای بارانی، کرامپت‌ها یک خوراکی دنج هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید