data cruncher
تحلیلگر داده
number cruncher
محاسبهگر اعداد
budget cruncher
مدیریت بودجه
time cruncher
مدیریت زمان
report cruncher
تهیهکننده گزارش
profit cruncher
محاسبهگر سود
file cruncher
پردازشگر فایل
code cruncher
نویسنده کد
risk cruncher
ارزیاب خطر
the data cruncher processed the information quickly.
پردازشگر داده اطلاعات را به سرعت پردازش کرد.
he is a number cruncher who loves statistics.
او یک تحلیلگر اعداد است که عاشق آمار است.
the new software is a powerful cruncher for large datasets.
نرم افزار جدید یک پردازشگر قدرتمند برای مجموعه داده های بزرگ است.
as a financial cruncher, she analyzes market trends.
به عنوان یک تحلیلگر مالی، او روند بازار را تجزیه و تحلیل می کند.
the team needs a data cruncher for their research project.
تیم به یک تحلیلگر داده برای پروژه تحقیقاتی خود نیاز دارد.
his job as a cruncher involves a lot of number analysis.
کار او به عنوان یک تحلیلگر شامل تجزیه و تحلیل زیادی از اعداد است.
the cruncher helped to visualize complex data sets.
تحلیلگر به تجسم مجموعه داده های پیچیده کمک کرد.
she became a cruncher after studying computer science.
او پس از تحصیل در رشته علوم کامپیوتر به یک تحلیلگر تبدیل شد.
the cruncher can handle millions of calculations per second.
تحلیلگر می تواند میلیون ها محاسبه در ثانیه انجام دهد.
using a cruncher, we can optimize our workflow significantly.
با استفاده از یک تحلیلگر، می توانیم گردش کار خود را به طور قابل توجهی بهینه کنیم.
data cruncher
تحلیلگر داده
number cruncher
محاسبهگر اعداد
budget cruncher
مدیریت بودجه
time cruncher
مدیریت زمان
report cruncher
تهیهکننده گزارش
profit cruncher
محاسبهگر سود
file cruncher
پردازشگر فایل
code cruncher
نویسنده کد
risk cruncher
ارزیاب خطر
the data cruncher processed the information quickly.
پردازشگر داده اطلاعات را به سرعت پردازش کرد.
he is a number cruncher who loves statistics.
او یک تحلیلگر اعداد است که عاشق آمار است.
the new software is a powerful cruncher for large datasets.
نرم افزار جدید یک پردازشگر قدرتمند برای مجموعه داده های بزرگ است.
as a financial cruncher, she analyzes market trends.
به عنوان یک تحلیلگر مالی، او روند بازار را تجزیه و تحلیل می کند.
the team needs a data cruncher for their research project.
تیم به یک تحلیلگر داده برای پروژه تحقیقاتی خود نیاز دارد.
his job as a cruncher involves a lot of number analysis.
کار او به عنوان یک تحلیلگر شامل تجزیه و تحلیل زیادی از اعداد است.
the cruncher helped to visualize complex data sets.
تحلیلگر به تجسم مجموعه داده های پیچیده کمک کرد.
she became a cruncher after studying computer science.
او پس از تحصیل در رشته علوم کامپیوتر به یک تحلیلگر تبدیل شد.
the cruncher can handle millions of calculations per second.
تحلیلگر می تواند میلیون ها محاسبه در ثانیه انجام دهد.
using a cruncher, we can optimize our workflow significantly.
با استفاده از یک تحلیلگر، می توانیم گردش کار خود را به طور قابل توجهی بهینه کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید