cryptograph

[ایالات متحده]/ˈkrɪptəʊɡrɑːf/
[بریتانیا]/ˈkrɪptəˌɡræf/

ترجمه

n. یک دستگاه یا روش برای رمزگذاری پیام‌ها؛ متن رمزگذاری شده
vt. برای رمزگذاری یک پیام
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cryptograph key

کلید رمزنگاری

cryptograph algorithm

الگوریتم رمزنگاری

cryptograph system

سیستم رمزنگاری

cryptograph code

کد رمزنگاری

cryptograph message

پیام رمزنگاری

cryptograph analysis

تجزیه و تحلیل رمزنگاری

cryptograph technique

تکنیک رمزنگاری

cryptograph security

امنیت رمزنگاری

cryptograph function

تابع رمزنگاری

cryptograph protocol

پروتکل رمزنگاری

جملات نمونه

the cryptograph was difficult to decipher.

رمزنگاری رمزگشایی سختی داشت.

she used a cryptograph to secure her messages.

او از رمزنگاری برای ایمن کردن پیام های خود استفاده کرد.

the ancient cryptograph revealed hidden secrets.

رمزنگاری باستانی رازهای پنهان را آشکار کرد.

experts in cryptography can create a strong cryptograph.

متخصصان رمزنگاری می توانند یک رمزنگاری قوی ایجاد کنند.

he studied the cryptograph for hours without success.

او ساعت ها رمزنگاری را بدون موفقیت مطالعه کرد.

many historical documents contain a cryptograph.

اسناد تاریخی زیادی حاوی رمزنگاری هستند.

the cryptograph was found in an old manuscript.

رمزنگاری در یک دست نویس قدیمی پیدا شد.

decrypting the cryptograph took a lot of time.

رمزگشایی رمزنگاری زمان زیادی طول کشید.

she created a cryptograph using a simple substitution method.

او از یک روش ساده جایگزینی برای ایجاد رمزنگاری استفاده کرد.

the cryptograph's complexity baffled the novice coder.

پیچیدگی رمزنگاری کدنویس مبتدی را متحیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید