decryption

[ایالات متحده]/dɪˈkrɪpʃən/
[بریتانیا]/dɪˈkrɪpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تبدیل داده‌های رمزگذاری شده به حالت اصلی خود

عبارات و ترکیب‌ها

data decryption

رمزگشایی داده

file decryption

رمزگشایی فایل

key decryption

رمزگشایی کلید

secure decryption

رمزگشایی امن

real-time decryption

رمزگشایی بی‌درنگ

automatic decryption

رمزگشایی خودکار

encrypted decryption

رمزگشایی رمزگذاری شده

manual decryption

رمزگشایی دستی

advanced decryption

رمزگشایی پیشرفته

bulk decryption

رمزگشایی عمده

جملات نمونه

the decryption process was completed successfully.

فرآیند رمزگشایی با موفقیت به پایان رسید.

she used advanced algorithms for data decryption.

او از الگوریتم‌های پیشرفته برای رمزگشایی داده‌ها استفاده کرد.

decryption of the message took longer than expected.

رمزگشایی پیام بیشتر از حد انتظار طول کشید.

the decryption key must be kept secure.

کلید رمزگشایی باید امن نگه داشته شود.

they are working on a new method for decryption.

آنها روی یک روش جدید برای رمزگشایی کار می کنند.

decryption software is essential for cybersecurity.

نرم افزار رمزگشایی برای امنیت سایبری ضروری است.

he is an expert in cryptography and decryption.

او در زمینه رمزنگاری و رمزگشایی متخصص است.

decryption can help recover lost data.

رمزگشایی می تواند به بازیابی داده های از دست رفته کمک کند.

the team analyzed the decryption results carefully.

تیم نتایج رمزگشایی را با دقت تجزیه و تحلیل کرد.

she explained the importance of decryption in communication.

او اهمیت رمزگشایی در ارتباطات را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید