cuckold

[ایالات متحده]/'kʌk(ə)ld/
[بریتانیا]/'kʌkold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با همسر کسی زنا کردن، به طوری که شوهرش کلاه سبز بپوشد
n. مردی با همسر بی وفا.
Word Forms
زمان گذشتهcuckolded
صفت یا فعل حال استمراریcuckolding
شکل سوم شخص مفردcuckolds
جمعcuckolds
قسمت سوم فعلcuckolded

جملات نمونه

He was cuckolded by his best friend.

او توسط بهترین دوستش فریب خورده بود.

He discovered that he was being cuckolded by his best friend.

او متوجه شد که بهترین دوستش او را فریب می‌دهد.

The novel explores the themes of betrayal and cuckoldry.

این رمان به بررسی مضامین خیانت و فریبکاری می‌پردازد.

She suspected her husband of being a cuckold.

او به این فکر بود که شوهرش فریب خورده است.

Cuckoldry has been a common theme in literature for centuries.

فریبکاری یک مضمون رایج در ادبیات برای قرن‌ها بوده است.

He felt humiliated when he realized he was a cuckold.

وقتی متوجه شد که فریب خورده، احساس تحقیر کرد.

The play portrays a man who becomes a cuckold.

نمایش تصویری از مردی را نشان می‌دهد که به یک فریبکار تبدیل می‌شود.

Cuckolded husbands in history often faced social ridicule.

شوهران فریب خورده در طول تاریخ اغلب با تمسخر اجتماعی روبرو بودند.

In some cultures, being a cuckold is considered a great shame.

در برخی فرهنگ‌ها، فریب خوردن یک شرمس بزرگ تلقی می‌شود.

The character's downfall was triggered by his cuckoldry.

سقوط شخصیت به دلیل فریبکاری او آغاز شد.

Cuckoldry is a recurring motif in Shakespeare's plays.

فریبکاری یک مضمون تکراری در نمایشنامه‌های شکسپیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید