cuckolded

[ایالات متحده]/ˈkʌkəldɪd/
[بریتانیا]/ˈkʌkəldɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته cuckold

عبارات و ترکیب‌ها

cuckolded husband

شوهر فریب‌خورده

cuckolded partner

همراه فریب‌خورده

cuckolded man

مرد فریب‌خورده

cuckolded spouse

همسر فریب‌خورده

cuckolded lover

عاشق فریب‌خورده

cuckolded victim

قربانی فریب‌خورده

cuckolded relationship

رابطه فریب‌خورده

cuckolded feelings

احساسات فریب‌خورده

cuckolded dreams

رویاهای فریب‌خورده

cuckolded emotions

احساسات فریب‌خورده

جملات نمونه

he felt humiliated after being cuckolded by his best friend.

او پس از اینکه متوجه شد بهترین دوستش او را فریب داده، احساس تحقیر کرد.

she couldn't forgive him for cuckolding her.

او نمی‌توانست او را به خاطر فریب دادن او ببخشد.

many stories revolve around the theme of being cuckolded.

داستان‌های زیادی حول مضمون مورد فریب قرار گرفتن می‌چرخند.

he discovered he had been cuckolded for years.

او متوجه شد که سال‌ها مورد فریب قرار گرفته است.

the cuckolded husband confronted his wife's lover.

شوهر فریب‌خورده با معشوقه همسرش روبرو شد.

in literature, cuckolded characters often seek revenge.

در ادبیات، شخصیت‌های فریب‌خورده اغلب به دنبال انتقام هستند.

he wrote a book about the psychological effects of being cuckolded.

او کتابی در مورد اثرات روانشناختی مورد فریب قرار گرفتن نوشت.

being cuckolded can lead to feelings of inadequacy.

مورد فریب قرار گرفتن می‌تواند منجر به احساس ناآگاهی شود.

they laughed about his stories of being cuckolded.

آنها در مورد داستان‌های او از مورد فریب قرار گرفتن خندیدند.

he tried to hide his embarrassment after being cuckolded.

او سعی کرد شرمس خود را پس از اینکه متوجه شد فریب خورده پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید