cuckoldries

[ایالات متحده]/ˈkʌkəldri/
[بریتانیا]/ˈkʌkəldri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت خیانت شوهر؛ بی‌وفایی همسر

عبارات و ترکیب‌ها

cuckoldry behavior

رفتار همسران بازی

cuckoldry fantasies

فانتزی‌های همسران بازی

cuckoldry dynamics

پویایی‌های همسران بازی

cuckoldry relationships

روابط همسران بازی

cuckoldry scenarios

سناریوهای همسران بازی

cuckoldry themes

مضامین همسران بازی

cuckoldry practices

نکات همسران بازی

cuckoldry discussions

بحث و گفتگوهای همسران بازی

cuckoldry culture

فرهنگ همسران بازی

cuckoldry jokes

جک‌های همسران بازی

جملات نمونه

cuckoldry can lead to emotional distress in relationships.

عقب‌ماندگی جنسی می‌تواند منجر به ناراحتی عاطفی در روابط شود.

in literature, cuckoldry is often used as a theme of betrayal.

در ادبیات، عقب‌ماندگی جنسی اغلب به عنوان یک مضمون خیانت استفاده می‌شود.

he felt humiliated by the cuckoldry he experienced.

او به دلیل عقب‌ماندگی جنسی که تجربه کرد، احساس تحقیر کرد.

cuckoldry can sometimes be a source of comedy in plays.

عقب‌ماندگی جنسی گاهی اوقات می‌تواند منبع خنده در نمایش‌ها باشد.

the concept of cuckoldry has been explored in various cultures.

مفهوم عقب‌ماندگی جنسی در فرهنگ‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.

cuckoldry is a sensitive topic in many marriages.

عقب‌ماندگی جنسی یک موضوع حساس در بسیاری از ازدواج‌ها است.

he confronted his partner about the cuckoldry rumors.

او با شریک زندگی خود در مورد شایعات عقب‌ماندگی جنسی روبرو شد.

cuckoldry is often depicted in classic literature.

عقب‌ماندگی جنسی اغلب در ادبیات کلاسیک به تصویر کشیده می‌شود.

many people fear cuckoldry in their relationships.

بسیاری از مردم از عقب‌ماندگی جنسی در روابط خود می‌ترسند.

cuckoldry can affect trust between partners.

عقب‌ماندگی جنسی می‌تواند اعتماد بین شرکا را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید