culex

[ایالات متحده]/ˈkjuː.lɛks/
[بریتانیا]/ˈkjuː.lɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از پشه‌ها که به طور معمول در آمریکای شمالی و اروپا یافت می‌شود؛ پشه‌های Culex.
Word Forms
جمعculexes

عبارات و ترکیب‌ها

culex mosquito

پشه کولکس

culex species

گونه‌های کولکس

culex pipiens

کولکس پیپینس

culex quinquefasciatus

کولکس کوینکوفاسکیاتوس

culex tarsalis

کولکس تارسالیس

culex breeding

تکثیر کولکس

culex habitat

زیستگاه کولکس

culex control

کنترل کولکس

culex surveillance

نظارت بر کولکس

culex vector

بردار کولکس

جملات نمونه

culex mosquitoes are known to transmit various diseases.

پشه های کولکس به انتقال بیماری های مختلف معروف هستند.

the culex genus includes many species found worldwide.

سرده کولکس شامل بسیاری از گونه هایی است که در سراسر جهان یافت می شوند.

researchers study culex behavior to understand disease transmission.

محققان رفتار کولکس را مطالعه می کنند تا نحوه انتقال بیماری را درک کنند.

culex pipiens is commonly found in urban areas.

کولکس پیپینس معمولاً در مناطق شهری یافت می شود.

preventing culex breeding is essential for public health.

جلوگیری از تولید مثل کولکس برای حفظ سلامت عمومی ضروری است.

the larvae of culex can be found in stagnant water.

لاروهای کولکس را می توان در آب های راکد یافت.

culex species are often active during the evening hours.

گونه های کولکس اغلب در ساعات عصر فعال هستند.

controlling culex populations is a priority for vector management.

کنترل جمعیت کولکس اولویت برنامه ریزی کنترل ناقل است.

culex mosquitoes are attracted to carbon dioxide and body heat.

پشه های کولکس به دی اکسید کربن و گرمای بدن جذب می شوند.

some repellents are effective against culex mosquitoes.

برخی از مواد دافع در برابر پشه های کولکس موثر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید