cultigen

[ایالات متحده]/ˈkʌltɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈkʌltɪdʒən/

ترجمه

n. یک گونه زیستی یا گیاهی با منشاء تاکسونومیک نامشخص (به عنوان مثال، کلم)؛ یک گونه زیستی یا گیاهی با منشاء تاکسونومیک نامشخص (به عنوان مثال، کلم)
Word Forms
جمعcultigens

عبارات و ترکیب‌ها

cultigen development

توسعه کشتی‌جن

cultigen classification

طبقه‌بندی کشتی‌جن

cultigen selection

انتخاب کشتی‌جن

cultigen breeding

تکثیر کشتی‌جن

cultigen research

تحقیقات کشتی‌جن

cultigen diversity

تنوع کشتی‌جن

cultigen traits

ویژگی‌های کشتی‌جن

cultigen distribution

توزیع کشتی‌جن

cultigen adaptation

سازگاری کشتی‌جن

cultigen yield

عملکرد کشتی‌جن

جملات نمونه

cultigens are essential for agricultural research.

گیاهان اهلی برای تحقیقات کشاورزی ضروری هستند.

many cultigens have been developed through selective breeding.

بسیاری از گیاهان اهلی از طریق انتخاب و پرورش توسعه یافته اند.

the study of cultigens helps improve crop yields.

مطالعه گیاهان اهلی به بهبود عملکرد محصول کمک می کند.

farmers often rely on specific cultigens for their fields.

کشاورزان اغلب برای مزارع خود به گیاهان اهلی خاص متکی هستند.

understanding cultigens can lead to better pest management.

درک گیاهان اهلی می تواند منجر به مدیریت بهتر آفات شود.

cultigens vary widely in their growth requirements.

گیاهان اهلی از نظر الزامات رشد بسیار متنوع هستند.

researchers are cataloging various cultigens worldwide.

محققان در حال فهرست نویسی انواع مختلف گیاهان اهلی در سراسر جهان هستند.

some cultigens are more drought-resistant than others.

برخی از گیاهان اهلی نسبت به سایرین در برابر خشکی مقاوم تر هستند.

the preservation of cultigens is vital for biodiversity.

حفظ گیاهان اهلی برای تنوع زیستی حیاتی است.

farmers are encouraged to diversify their cultigens.

کشاورزان تشویق می شوند تا گیاهان اهلی خود را متنوع کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید