cultus

[ایالات متحده]/ˈkʌltəs/
[بریتانیا]/ˈkʌltəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرستش یا آیین
Word Forms
جمعcultuss

عبارات و ترکیب‌ها

cultus maximus

بزرگترین پرستش

cultus animi

پرستش ذهن

cultus divinitatis

پرستش الوهیت

cultus mortuorum

پرستش مردگان

cultus solis

پرستش خورشید

cultus gentium

پرستش ملت‌ها

cultus vitae

پرستش زندگی

cultus naturae

پرستش طبیعت

cultus veritatis

پرستش حقیقت

cultus pacis

پرستش صلح

جملات نمونه

his cultus of ancient traditions is admirable.

پرستش سنت‌های باستانی او قابل تحسین است.

the cultus surrounding the festival attracts many visitors.

عبادت و احترام پیرامون جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می کند.

she participates in the cultus of her local community.

او در پرستش و احترام جامعه محلی خود شرکت می کند.

understanding the cultus of different cultures is important.

درک پرستش و احترام فرهنگ های مختلف مهم است.

the cultus of nature is reflected in their art.

پرستش طبیعت در هنر آنها منعکس شده است.

many people find solace in the cultus of spirituality.

بسیاری از مردم آرامش را در پرستش معنویت می یابند.

the cultus of the ancient gods is still practiced today.

پرستش خدایان باستانی هنوز هم امروزه انجام می شود.

he wrote a thesis on the cultus of indigenous peoples.

او در مورد پرستش و احترام مردمان بومی یک پایان نامه نوشت.

the cultus of celebrity has changed over the years.

عبادت و احترام سلبریتی ها در طول سال ها تغییر کرده است.

the cultus surrounding the hero was celebrated in song.

عبادت و احترام پیرامون قهرمان در شعر جشن گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید