cuplike

[ایالات متحده]/ˈkʌplaɪk/
[بریتانیا]/ˈkʌpˌlaɪk/

ترجمه

adj. دارای شکل یا فرم یک فنجان

عبارات و ترکیب‌ها

cuplike shape

شکل شبیه به فنجان

cuplike structure

ساختار شبیه به فنجان

cuplike form

فرم شبیه به فنجان

cuplike feature

ویژگی شبیه به فنجان

cuplike bowl

فنجان‌مانند

cuplike design

طراحی شبیه به فنجان

cuplike object

شیء شبیه به فنجان

cuplike cavity

فضای شبیه به فنجان

cuplike opening

دهانه شبیه به فنجان

cuplike container

ظرف شبیه به فنجان

جملات نمونه

the flower has a cuplike shape that attracts bees.

گل دارای شکلی مانند فنجان است که زنبورها را جذب می کند.

he designed a cuplike structure for the new building.

او یک ساختار به شکل فنجان برای ساختمان جدید طراحی کرد.

the cuplike bowl was perfect for serving soup.

کاسه به شکل فنجان برای سرو سوپ عالی بود.

she admired the cuplike petals of the blooming flower.

او به گلبرگ های به شکل فنجانی گل در حال شکوفه خیره شد.

the cuplike design of the lamp diffuses light beautifully.

طراحی به شکل فنجانی لامپ نور را به زیبایی پخش می کند.

in nature, many leaves have a cuplike form to collect water.

در طبیعت، بسیاری از برگ ها دارای فرمی به شکل فنجان برای جمع آوری آب هستند.

the cuplike feature of the dish makes it easy to hold.

ویژگی به شکل فنجانی ظرف باعث می شود گرفتن آن آسان باشد.

we observed a cuplike formation in the rock layers.

ما یک شکل گیری به شکل فنجان در لایه های سنگ مشاهده کردیم.

the cuplike arrangement of the chairs encouraged conversation.

چیدمان به شکل فنجانی صندلی ها باعث تشویق گفتگو شد.

her cuplike hands cradled the delicate bird.

دست های به شکل فنجانی او، پرنده ظریف را در آغوش گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید