funnel-shaped

[ایالات متحده]/[ˈfʌnəl ʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈfʌnəl ʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل مخروطی؛ به شکل مخروط؛ به تدریج در نوک تیز می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

funnel-shaped opening

دریچه شکل مخروطی

funnel-shaped design

طراحی شکل مخروطی

a funnel-shaped space

یک فضای شکل مخروطی

funnel-shaped structure

ساختار شکل مخروطی

funnel-shaped vessel

ظرف شکل مخروطی

funnel-shaped depression

چروک شکل مخروطی

funnel-shaped cavity

خالی شکل مخروطی

funnel-shaped form

شکل مخروطی

جملات نمونه

the volcano had a funnel-shaped crater at its summit.

در اصل، دهانه‌ای به شکل مخروط در قله آتشفشان وجود داشت.

the child built a funnel-shaped tower out of blocks.

کودک یک برج به شکل مخروط را از مکعب‌ها ساخت.

the river flowed into a funnel-shaped depression in the land.

رودخانه به یک فرودگاه به شکل مخروط در زمین جریان می‌یافت.

we used a funnel-shaped device to pour the oil.

ما از یک دستگاه به شکل مخروط برای ریختن روغن استفاده کردیم.

the cloud formation had a distinct funnel-shaped appearance.

تشکیل ابر به نظر می‌رسد دارای شکل مخروطی متمایز است.

the data analysis revealed a funnel-shaped distribution.

تحلیل داده‌ها یک توزیع به شکل مخروط را نشان داد.

the marketing campaign used a funnel-shaped sales process.

کمپین بازاریابی از یک فرآیند فروش به شکل مخروط استفاده کرد.

the snow drifted into a funnel-shaped pile against the wall.

برف به یک کупه به شکل مخروط در مقابل دیوار جمع شد.

the ice cream cone had a classic funnel-shaped design.

کلاه یخچر دارای طراحی کلاسیک به شکل مخروط بود.

the storm drain was funnel-shaped to collect rainwater.

کانال جمع‌آوری باران به شکل مخروط بود تا آب باران را جمع‌آوری کند.

the landscape featured a funnel-shaped valley.

منظره‌ای دارای یک دره به شکل مخروط داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید