conical

[ایالات متحده]/'kɒnɪk(ə)l/
[بریتانیا]/'kɑnɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل یا فرم یک مخروط؛ مربوط به یا شبیه به یک مخروط.

عبارات و ترکیب‌ها

a conical shape

شکل مخروطی

a conical hat

کلاه مخروطی

conical surface

سطح مخروطی

conical shell

صدف مخروطی

conical gear

چرخ دنده مخروطی

جملات نمونه

a conical mound of hay

توده مخروطی شکل کاه

a building containing an oast (a kiln for drying hops); usually has a conical or pyramidal roof.

ساختمانی که شامل یک اوست (کوره ای برای خشک کردن چای) است؛ معمولاً دارای سقف مخروطی یا هرمی است.

According to the syntaxis skill of shock wave and the theory of effective charge,the annular conical booster pellet structure is designed.

بر اساس مهارت ترکیب‌بندی موج شوک و نظریه بار مؤثر، ساختار گلوله تقویت‌کننده مخروطی حلقوی طراحی شده است.

The radix linguae is wide and thick.The mechanical papillae such as conical and lenticular papillae are fairly developed and vallate papillae are larger.

ریشه زبان پهن و ضخیم است. برجستگی های مکانیکی مانند برجستگی های مخروطی و عدسی شکل به خوبی توسعه یافته اند و برجستگی های والاته بزرگتر هستند.

The saxophone has a single reed mouthpiece like a clarinet , a conical brass body like an ophicleide, and a metal body with a flared bell .

ساکسیفون دارای یک دهانه با نی تکی مانند کلارینت، یک بدنه برنجی مخروطی مانند اوفیکلیید و یک بدنه فلزی با دهانه باز است.

In the article we analyse the structure compose,the endure force status,the request of strength and stability on the domed bulkhead with nonaxisymmetry sphere-conical transitional annulated shell.

در این مقاله، ما ساختار، وضعیت تحمل نیرو، الزامات مقاومت و پایداری در پلکانی گنبدی با پوسته حلقوی انتقالی غیرمحوری کروی را تجزیه و تحلیل می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید