cuppers

[ایالات متحده]/ˈkʌpə/
[بریتانیا]/ˈkʌpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از فنجان برای درمان با حجامت استفاده می‌کند؛ کسی که خون‌گیری با دستگاه مکش انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

coffee cupper

فنجان قهوه

tea cupper

فنجان چای

cupper competition

مسابقه فنجان

cupper award

جوایز فنجان

cupper guide

راهنمای فنجان

cupper event

رویداد فنجان

cupper tasting

چشیدن فنجان

cupper score

امتیاز فنجان

cupper session

جلسه فنجان

cupper style

سبک فنجان

جملات نمونه

she is a skilled cupper who can identify subtle flavors in coffee.

او یک کاپِر ماهر است که می‌تواند طعم‌های ظریف را در قهوه تشخیص دهد.

the cupper noted the acidity and sweetness of the tea.

کاپِر اسیدیته و شیرینی چای را یادداشت کرد.

as a cupper, he travels to different regions to sample unique blends.

به عنوان یک کاپر، او برای نمونه‌برداری از ترکیبات منحصربه‌فرد به مناطق مختلف سفر می‌کند.

the cupper explained the importance of the brewing temperature.

کاپِر اهمیت دمای آب‌جوش را توضیح داد.

she trained as a cupper to enhance her understanding of coffee.

او برای افزایش درک خود از قهوه به عنوان یک کاپر آموزش دید.

the cupper hosted a workshop on tasting techniques.

کاپِر یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک‌های تست برگزار کرد.

many aspiring cuppers attend competitions to gain experience.

بسیاری از کاپرهای مشتاق برای کسب تجربه در مسابقات شرکت می‌کنند.

he became a cupper after years of working in the coffee industry.

او پس از سال‌ها کار در صنعت قهوه به یک کاپر تبدیل شد.

the cupper's palate is trained to detect even the faintest aromas.

حس چشه‌ای کاپر برای تشخیص حتی ظریف‌ترین عطرها آموزش دیده است.

as a cupper, she enjoys sharing her knowledge with others.

به عنوان یک کاپر، او از به اشتراک گذاشتن دانش خود با دیگران لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید