cupula

[ایالات متحده]/ˈkjuːpjʊlə/
[بریتانیا]/ˈkjuːpjəˌlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=کاپول) یک ساختار یا ارگان کوچک شبیه به فنجان؛ بخشی به شکل فنجان، که اغلب در گیاهان یا قارچ‌ها یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

glass cupula

گنبدی شیشه‌ای

dome cupula

گنبدی مخروطی

cupula structure

ساختار گنبدی

cupula design

طراحی گنبدی

cupula roof

سقف گنبدی

cupula feature

ویژگی گنبدی

cupula architecture

معماری گنبدی

cupula model

مدل گنبدی

cupula view

نمای گنبدی

cupula element

عنصر گنبدی

جملات نمونه

the architect designed a stunning cupula for the new museum.

معمار یک گنبد خیره‌کننده برای موزه جدید طراحی کرد.

the cupula of the church is visible from miles away.

گنبد کلیسا از مایل‌ها دور قابل مشاهده است.

we admired the intricate details of the cupula in the palace.

ما به جزئیات پیچیده گنبد در قصر توجه کردیم.

the cupula was painted with beautiful frescoes.

گنبد با نقاشی‌های دیواری زیبا رنگ شده بود.

visitors can climb to the top of the cupula for a panoramic view.

بازدیدکنندگان می‌توانند برای دیدن منظره پانوراما به بالای گنبد صعود کنند.

the cupula symbolizes the grandeur of the building.

گنبد نماد عظمت ساختمان است.

during the tour, we learned about the history of the cupula.

در طول تور، درباره تاریخچه گنبد یاد گرفتیم.

the cupula is often a focal point in architectural designs.

گنبد اغلب نقطه کانونی در طرح‌های معماری است.

they are restoring the cupula to its original glory.

آنها در حال بازگرداندن گنبد به شکوه اصلی آن هستند.

the cupula's design reflects the cultural influences of the era.

طراحی گنبد منعکس کننده تأثیرات فرهنگی دوران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید