curatively

[ایالات متحده]/[ˈkjuːrətɪvli]/
[بریتانیا]/[ˈkʊrətɪvli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که درمان می‌کند یا به درمان کمک می‌کند؛ درمانی؛ مربوط به یا هدف قرار دادن درمان.

عبارات و ترکیب‌ها

curatively treating

درمان قطعی

curatively applied

به صورت درمانی استفاده شده

curatively effective

به طور درمانی موثر

curatively prescribed

به صورت درمانی تجویز شده

curatively managed

به صورت درمانی مدیریت شده

curatively focused

متمرکز بر درمان

curatively acting

به صورت درمانی عمل کردن

curatively aimed

هدف درمانی

curatively designed

طراحی درمانی

curatively intended

قصد درمانی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید