therapeutically beneficial
درماني مفید
therapeutically effective
درماني موثر
therapeutically relevant
درماني مرتبط
therapeutically important
درماني مهم
therapeutically guided
درماني هدایت شده
therapeutically applied
درماني اعمال شده
therapeutically indicated
درماني نشان داده شده
therapeutically motivated
درماني انگیخته شده
therapeutically focused
درماني متمرکز
therapeutically sound
درماني معقول
music can be used therapeutically to reduce stress.
میتوان از موسیقی به صورت درمانی برای کاهش استرس استفاده کرد.
she practices yoga therapeutically for her mental health.
او به طور درمانی برای سلامت روان خود یوگا تمرین میکند.
therapeutically, laughter can improve overall well-being.
به طور درمانی، خنده میتواند باعث بهبود کلی رفاه شود.
they use art therapeutically in rehabilitation programs.
آنها از هنر به صورت درمانی در برنامههای توانبخشی استفاده میکنند.
therapeutically, nature walks can enhance mood.
به طور درمانی، پیادهروی در طبیعت میتواند باعث بهبود خلق و خو شود.
therapeutically guided meditation can help with anxiety.
مدیتیشن هدایتشده درمانی میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.
she finds journaling therapeutically beneficial for her thoughts.
او نوشتن خاطرات را به طور درمانی برای افکار خود مفید میداند.
therapeutically, pets can provide companionship and comfort.
به طور درمانی، حیوانات خانگی میتوانند همراهی و آسایش فراهم کنند.
physical exercise is often used therapeutically in treatment plans.
اغراقاً از ورزش بدنی به صورت درمانی در برنامههای درمانی استفاده میشود.
therapeutically speaking, deep breathing can alleviate tension.
به طور درمانی، تنفس عمیق میتواند باعث کاهش تنش شود.
therapeutically beneficial
درماني مفید
therapeutically effective
درماني موثر
therapeutically relevant
درماني مرتبط
therapeutically important
درماني مهم
therapeutically guided
درماني هدایت شده
therapeutically applied
درماني اعمال شده
therapeutically indicated
درماني نشان داده شده
therapeutically motivated
درماني انگیخته شده
therapeutically focused
درماني متمرکز
therapeutically sound
درماني معقول
music can be used therapeutically to reduce stress.
میتوان از موسیقی به صورت درمانی برای کاهش استرس استفاده کرد.
she practices yoga therapeutically for her mental health.
او به طور درمانی برای سلامت روان خود یوگا تمرین میکند.
therapeutically, laughter can improve overall well-being.
به طور درمانی، خنده میتواند باعث بهبود کلی رفاه شود.
they use art therapeutically in rehabilitation programs.
آنها از هنر به صورت درمانی در برنامههای توانبخشی استفاده میکنند.
therapeutically, nature walks can enhance mood.
به طور درمانی، پیادهروی در طبیعت میتواند باعث بهبود خلق و خو شود.
therapeutically guided meditation can help with anxiety.
مدیتیشن هدایتشده درمانی میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.
she finds journaling therapeutically beneficial for her thoughts.
او نوشتن خاطرات را به طور درمانی برای افکار خود مفید میداند.
therapeutically, pets can provide companionship and comfort.
به طور درمانی، حیوانات خانگی میتوانند همراهی و آسایش فراهم کنند.
physical exercise is often used therapeutically in treatment plans.
اغراقاً از ورزش بدنی به صورت درمانی در برنامههای درمانی استفاده میشود.
therapeutically speaking, deep breathing can alleviate tension.
به طور درمانی، تنفس عمیق میتواند باعث کاهش تنش شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید