curdles

[ایالات متحده]/ˈkɜːdəlz/
[بریتانیا]/ˈkɜrdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن به) لخته شدن یا غلیظ شدن

عبارات و ترکیب‌ها

milk curdles

شیر منعقد می‌شود

cream curdles

خامه منعقد می‌شود

cheese curdles

پنیر منعقد می‌شود

yogurt curdles

ماست منعقد می‌شود

egg curdles

تخم مرغ منعقد می‌شود

liquid curdles

مایع منعقد می‌شود

milk protein curdles

پروتئین شیر منعقد می‌شود

curdles quickly

به سرعت منعقد می‌شود

curdles easily

به راحتی منعقد می‌شود

curdles under heat

تحت حرارت منعقد می‌شود

جملات نمونه

the milk curdles when it is heated too much.

شیر وقتی بیش از حد گرم شود، منعقد می‌شود.

his expression curdles at the mention of the bad news.

اظهارات او با شنیدن اخبار بد منعقد می‌شود.

don't let the cream curdle in the pot.

اجازه ندهید خامه در قابلمه منعقد شود.

she curdles the milk to make cheese.

او شیر را منعقد می‌کند تا پنیر درست کند.

the soup curdles if you add lemon juice too soon.

اگر آب لیمو را خیلی زود اضافه کنید، سوپ منعقد می‌شود.

his voice curdles when he talks about his fears.

صدای او وقتی در مورد ترس‌هایش صحبت می‌کند، منعقد می‌شود.

she watched as the milk curdles in the pot.

او تماشا کرد که شیر در قابلمه منعقد می‌شود.

adding vinegar to milk will curdle it quickly.

اضافه کردن سرکه به شیر باعث می‌شود به سرعت منعقد شود.

the scene curdles the stomach with its horror.

صحنه با وحشت خود معده را منعقد می‌کند.

when exposed to heat, the liquid curdles into solid form.

هنگامی که در معرض گرما قرار می‌گیرد، مایع به شکل جامد منعقد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید