curios

[ایالات متحده]/ˈkjʊərɪəʊz/
[بریتانیا]/ˈkjʊrɪoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء کوچک و نادر یا غیرمعمول؛ عتیقه‌جات؛ بازتولید عتیقه‌جات

عبارات و ترکیب‌ها

curios and oddities

اشیاء عجیب و غریب

curios for sale

اشیاء عجیب و غریب برای فروش

curios of nature

اشیاء عجیب و غریب طبیعت

curios and artifacts

اشیاء عجیب و غریب و مصنوعات

curios in collection

اشیاء عجیب و غریب در مجموعه

curios from abroad

اشیاء عجیب و غریب از خارج

curios to explore

اشیاء عجیب و غریب برای کشف

curios and treasures

اشیاء عجیب و غریب و گنج‌ها

curios in display

اشیاء عجیب و غریب در نمایش

جملات نمونه

she was always curious about different cultures.

او همیشه کنجکاو بود در مورد فرهنگ‌های مختلف.

curious minds often ask the best questions.

ذهن‌های کنجکاو اغلب بهترین سؤالات را می‌پرسند.

he had a curious look on his face.

او چهره‌ای کنجکاو روی صورتش داشت.

it's natural to be curious about the unknown.

طبیعی است که کنجکاو بودن در مورد ناشناخته‌ها.

curious children learn faster than others.

کودکان کنجکاو سریعتر از دیگران یاد می‌گیرند.

she was curious to know more about the topic.

او کنجکاو بود تا بیشتر در مورد آن موضوع بداند.

his curious nature led him to explore new places.

طبع کنجکاو او را به کاوش مکان‌های جدید سوق داد.

being curious can lead to exciting discoveries.

کنجکاو بودن می‌تواند منجر به کشف‌های هیجان‌انگیز شود.

curious animals often investigate their surroundings.

حیوانات کنجکاو اغلب محیط اطراف خود را بررسی می‌کنند.

she had a curious habit of collecting unusual items.

او عادت کنجکاو جمع‌آوری اقلام غیرمعمول داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید