cushiest

[ایالات متحده]/'kʊʃɪ/
[بریتانیا]/ˈkʊʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راحت و آسان

عبارات و ترکیب‌ها

cushy job

فرصت شغلی راحت

cushy lifestyle

سبک زندگی راحت

cushy retirement

بازنشستگی راحت

جملات نمونه

he's got a very cushy number.

او یک موقعیت بسیار راحت دارد.

His father found him a cushy job in the office, with almost nothing to do and a whacking great salary.

پدرش یک شغل راحت در دفتر برایش پیدا کرد، تقریباً کاری برای انجام دادن نبود و حقوق بسیار خوبی داشت.

Sarah’s new job sounds like a right cushy number—she only has to go to the office three days a week.

شغل جدید سارا مثل یک شغل راحت به نظر می‌رسد - او فقط باید سه روز در هفته به دفتر برود.

living a cushy life

زندگی یک زندگی راحت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید