cushy job
فرصت شغلی راحت
cushy lifestyle
سبک زندگی راحت
cushy retirement
بازنشستگی راحت
he's got a very cushy number.
او یک موقعیت بسیار راحت دارد.
His father found him a cushy job in the office, with almost nothing to do and a whacking great salary.
پدرش یک شغل راحت در دفتر برایش پیدا کرد، تقریباً کاری برای انجام دادن نبود و حقوق بسیار خوبی داشت.
Sarah’s new job sounds like a right cushy number—she only has to go to the office three days a week.
شغل جدید سارا مثل یک شغل راحت به نظر میرسد - او فقط باید سه روز در هفته به دفتر برود.
living a cushy life
زندگی یک زندگی راحت
cushy job
فرصت شغلی راحت
cushy lifestyle
سبک زندگی راحت
cushy retirement
بازنشستگی راحت
he's got a very cushy number.
او یک موقعیت بسیار راحت دارد.
His father found him a cushy job in the office, with almost nothing to do and a whacking great salary.
پدرش یک شغل راحت در دفتر برایش پیدا کرد، تقریباً کاری برای انجام دادن نبود و حقوق بسیار خوبی داشت.
Sarah’s new job sounds like a right cushy number—she only has to go to the office three days a week.
شغل جدید سارا مثل یک شغل راحت به نظر میرسد - او فقط باید سه روز در هفته به دفتر برود.
living a cushy life
زندگی یک زندگی راحت
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید