cuspidation

[ایالات متحده]/ˌkʌspɪˈdeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkʌspɪˈdeɪʃən/

ترجمه

n. تزئین با نوک تیز؛ یک زینت معماری نوک تیز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cuspidation process

فرآیند کانال

cuspidation phase

فاز کانال

cuspidation measurement

اندازه‌گیری کانال

cuspidation analysis

تجزیه و تحلیل کانال

cuspidation growth

رشد کانال

cuspidation development

توسعه کانال

cuspidation study

مطالعه کانال

cuspidation pattern

الگوی کانال

cuspidation characteristics

ویژگی‌های کانال

cuspidation features

نکات کانال

جملات نمونه

his cuspidation was evident during the dental exam.

مشخص بودن کانال دندان او در طول معاینه دندانپزشکی آشکار بود.

she was fascinated by the cuspidation of the ancient fossils.

او مجذوب کانال دندان فسیل‌های باستانی بود.

the cuspidation of the creature helped it catch prey.

کانال دندان موجود به آن کمک کرد تا طعمه را بگیرد.

in orthodontics, cuspidation plays a crucial role.

در ارتودنسی، کانال دندان نقش مهمی ایفا می‌کند.

he studied the cuspidation patterns of various species.

او الگوهای کانال دندان گونه‌های مختلف را مطالعه کرد.

her cuspidation was a topic of discussion among her peers.

کانال دندان او موضوع بحث بین همکارانش بود.

the dentist explained the significance of cuspidation in dental health.

دندانپزشک اهمیت کانال دندان در سلامت دهان و دندان را توضیح داد.

he noticed his cuspidation had changed over the years.

او متوجه شد که کانال دندان او در طول سال‌ها تغییر کرده است.

proper cuspidation can enhance one's smile.

کانال دندان مناسب می‌تواند لبخند یک فرد را بهبود بخشد.

research on cuspidation can lead to better dental treatments.

تحقیقات در مورد کانال دندان می‌تواند منجر به درمان‌های دندانی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید