bicycle touring
دوچرخهسواری ماجراجویانه
road cycling
دوچرخهسواری جاده
cycling race
مسابقه دوچرخه سواری
thermal cycling
چرخه حرارتی
nutrient cycling
چرخه مواد مغذی
temperature cycling
چرخه دما
cycling test
آزمون دوچرخه سواری
cycling around the village.
دوچرخه سواری در اطراف روستا.
recreational cycling in the countryside.
دوچرخه سواری تفریحی در حومه شهر
cycling may overdevelop the calf muscles.
دوچرخهسواری ممکن است باعث رشد بیش از حد ماهیچههای ساق پا شود.
I was cycling way too fast.
من خیلی سریع سوار دوچرخه بودم.
This motorcyclist who is motorial is cycling in the motordrome.
این موتورسوار که موتوری است، در موتودروم دوچرخه سواری میکند.
the craze for cycling shorts is dying a death.
علاقهمندی به شلوارهای دوچرخه سواری در حال مرگ است.
cycling saves you a heap of dosh.
دوچرخه سواری مقدار زیادی پول در برابر شما پس انداز می کند.
cycling can help you build up your strength.
دوچرخه سواری می تواند به شما کمک کند تا قدرت خود را افزایش دهید.
Cycling around France at the age of 75 is no mean feat.
دوچرخه سواری در اطراف فرانسه در سن 75 سالگی کار آسانی نیست.
Cycling enjoyed a vogue at the end of the nineteenth century.
دوچرخه سواری در پایان قرن نوزدهم مد شد.
cycling is a very democratic activity which can be enjoyed by anyone.
دوچرخه سواری یک فعالیت بسیار دموکراتیک است که می تواند مورد لذت هر کسی قرار گیرد.
cycling up St Giles towards North Oxford.
دوچرخه سواری در خیابان سنت جایلز به سمت شمال آکسفورد.
A cycling holiday would be too much for an unfit person like me.
یک تعطیلات دوچرخه سواری برای یک فرد غیرتناسب مانند من زیاد خواهد بود.
She was hot and breathless from the exertion of cycling uphill.
او به دلیل تلاش برای دوچرخهسواری در سربالایی، داغ و نفسنفسزدا بود.
In conclusion, the universe is a spontaneous, contradictive, orderly cycling field of force causa sui.
در نتیجه، جهان یک میدان نیروی خودبنیاد، خودارضایی و منظم، خود به خودی و متناقض است.
The electric fields of square electric pulse were applied as cycling fields to investigate the fatigue of the antiferroelectrics.
برای بررسی خستگی پیزوالکتریک های ضدفروالکتریک، میدان های الکتریکی پالس الکتریکی مربعی به عنوان میدان های دوچرخه ای اعمال شد.
I suggested a cycling holiday, and he seized on the idea.
من پیشنهاد یک تعطیلات دوچرخه سواری دادم و او به این ایده چنگ زد.
Agricultural pollution has a tridimension character of the complicated cycling system composed of water, soil, biosystem and atmosphere.
آلودگی کشاورزی دارای یک شخصیت سه بعدی از سیستم دوچرخه سواری پیچیده ای است که از آب، خاک، سیستم زیستی و جو تشکیل شده است.
bicycle touring
دوچرخهسواری ماجراجویانه
road cycling
دوچرخهسواری جاده
cycling race
مسابقه دوچرخه سواری
thermal cycling
چرخه حرارتی
nutrient cycling
چرخه مواد مغذی
temperature cycling
چرخه دما
cycling test
آزمون دوچرخه سواری
cycling around the village.
دوچرخه سواری در اطراف روستا.
recreational cycling in the countryside.
دوچرخه سواری تفریحی در حومه شهر
cycling may overdevelop the calf muscles.
دوچرخهسواری ممکن است باعث رشد بیش از حد ماهیچههای ساق پا شود.
I was cycling way too fast.
من خیلی سریع سوار دوچرخه بودم.
This motorcyclist who is motorial is cycling in the motordrome.
این موتورسوار که موتوری است، در موتودروم دوچرخه سواری میکند.
the craze for cycling shorts is dying a death.
علاقهمندی به شلوارهای دوچرخه سواری در حال مرگ است.
cycling saves you a heap of dosh.
دوچرخه سواری مقدار زیادی پول در برابر شما پس انداز می کند.
cycling can help you build up your strength.
دوچرخه سواری می تواند به شما کمک کند تا قدرت خود را افزایش دهید.
Cycling around France at the age of 75 is no mean feat.
دوچرخه سواری در اطراف فرانسه در سن 75 سالگی کار آسانی نیست.
Cycling enjoyed a vogue at the end of the nineteenth century.
دوچرخه سواری در پایان قرن نوزدهم مد شد.
cycling is a very democratic activity which can be enjoyed by anyone.
دوچرخه سواری یک فعالیت بسیار دموکراتیک است که می تواند مورد لذت هر کسی قرار گیرد.
cycling up St Giles towards North Oxford.
دوچرخه سواری در خیابان سنت جایلز به سمت شمال آکسفورد.
A cycling holiday would be too much for an unfit person like me.
یک تعطیلات دوچرخه سواری برای یک فرد غیرتناسب مانند من زیاد خواهد بود.
She was hot and breathless from the exertion of cycling uphill.
او به دلیل تلاش برای دوچرخهسواری در سربالایی، داغ و نفسنفسزدا بود.
In conclusion, the universe is a spontaneous, contradictive, orderly cycling field of force causa sui.
در نتیجه، جهان یک میدان نیروی خودبنیاد، خودارضایی و منظم، خود به خودی و متناقض است.
The electric fields of square electric pulse were applied as cycling fields to investigate the fatigue of the antiferroelectrics.
برای بررسی خستگی پیزوالکتریک های ضدفروالکتریک، میدان های الکتریکی پالس الکتریکی مربعی به عنوان میدان های دوچرخه ای اعمال شد.
I suggested a cycling holiday, and he seized on the idea.
من پیشنهاد یک تعطیلات دوچرخه سواری دادم و او به این ایده چنگ زد.
Agricultural pollution has a tridimension character of the complicated cycling system composed of water, soil, biosystem and atmosphere.
آلودگی کشاورزی دارای یک شخصیت سه بعدی از سیستم دوچرخه سواری پیچیده ای است که از آب، خاک، سیستم زیستی و جو تشکیل شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید