cymbals

[ایالات متحده]/ˈsɪmbəlz/
[بریتانیا]/ˈsɪmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت صفحه دایره‌ای برنجی که به عنوان یک ساز موسیقی استفاده می‌شود؛ یک دستگاه تنش دیسک‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

crash cymbals

ضربه سنج

sizzle cymbals

سنج‌های سایز

suspended cymbals

سنج‌های معلق

hi-hat cymbals

سنج‌های های-هت

cymbals clash

سنج‌ها برخورد می‌کنند

cymbals roll

سنج‌ها غلت می‌زنند

cymbals sound

صدای سنج‌ها

cymbals crash

سنج‌ها با شدت برخورد می‌کنند

cymbals play

اجرای سنج‌ها

cymbals ring

سنج‌ها زنگ می‌زنند

جملات نمونه

the band played a lively tune with the cymbals crashing.

گروه یک قطعه زنده با برخورد سنج‌ها اجرا کرد.

she learned to play the cymbals in her music class.

او یاد گرفت که در کلاس موسیقی خود سنج بزند.

the cymbals added a bright sound to the orchestra.

سنج‌ها صدایی روشن به ارکستر اضافه کرد.

during the performance, the drummer hit the cymbals with great energy.

در طول اجرا، نوازنده طبل با انرژی فراوان به سنج‌ها ضربه زد.

he bought a new set of cymbals for his drum kit.

او یک مجموعه جدید سنج برای کیت درام خود خرید.

the sound of the cymbals echoed throughout the hall.

صدای سنج‌ها در سراسر سالن طنین انداز شد.

they used cymbals to create dramatic effects in the music.

آنها از سنج‌ها برای ایجاد جلوه‌های دراماتیک در موسیقی استفاده کردند.

the teacher demonstrated how to properly strike the cymbals.

معلم نحوه ضربه زدن صحیح به سنج‌ها را نشان داد.

in jazz music, cymbals are often used for improvisation.

در موسیقی جاز، از سنج‌ها اغلب برای بداهه نوازی استفاده می‌شود.

the cymbals shimmered under the stage lights.

سنج‌ها زیر نور صحنه می‌درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید