cysts

[ایالات متحده]/sɪsts/
[بریتانیا]/sɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کیست; ساختار کیسه‌ای; رشد غیرطبیعی یا کیسه در بدن

عبارات و ترکیب‌ها

ovarian cysts

کیست‌های تخمده‌ای

skin cysts

کیست‌های پوستی

cysts removal

برداشتن کیست‌ها

cysts treatment

درمان کیست‌ها

cysts formation

تشکیل کیست‌ها

cysts symptoms

علائم کیست‌ها

cysts diagnosis

تشخیص کیست‌ها

cysts size

اندازه کیست‌ها

cysts causes

علت کیست‌ها

cysts pain

درد کیست‌ها

جملات نمونه

cysts can develop in various parts of the body.

کیست‌ها می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن ایجاد شوند.

doctors often use imaging tests to diagnose cysts.

پزشکان اغلب از آزمایش‌های تصویربرداری برای تشخیص کیست‌ها استفاده می‌کنند.

some cysts may require surgical removal.

برخی از کیست‌ها ممکن است نیاز به برداشتن جراحی داشته باشند.

cysts can be filled with fluid, air, or other materials.

کیست‌ها می‌توانند با مایع، هوا یا مواد دیگر پر شوند.

not all cysts are harmful or cancerous.

همه کیست‌ها مضر یا سرطانی نیستند.

some people may develop ovarian cysts during their reproductive years.

برخی از افراد ممکن است در دوران باروری خود کیست تخمدان ایجاد کنند.

cysts can cause discomfort or pain depending on their location.

کیست‌ها می‌توانند بسته به محل قرارگیری باعث ناراحتی یا درد شوند.

regular check-ups can help monitor the growth of cysts.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی رشد کیست‌ها کمک کند.

some cysts may resolve on their own without treatment.

برخی از کیست‌ها ممکن است بدون درمان به خودی خود برطرف شوند.

patients should discuss any concerns about cysts with their doctor.

بیماران باید هر گونه نگرانی در مورد کیست‌ها را با پزشک خود در میان بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید