czaritza

[ایالات متحده]/zəˈrɪtsə/
[بریتانیا]/zəˈrɪtsə/

ترجمه

n. همسر یک تزار؛ یک تزار زن
Word Forms
جمعczaritzas

عبارات و ترکیب‌ها

czaritza of russia

ملکه روسیه

czaritza in history

ملکه در تاریخ

czaritza's reign

حکومت ملکه

czaritza's court

درگاه ملکه

czaritza's influence

نفوذ ملکه

czaritza's legacy

میراث ملکه

czaritza's power

قدرت ملکه

czaritza's family

خانواده ملکه

czaritza's portrait

تصویر ملکه

جملات نمونه

the czaritza ruled with grace and power.

سزاریتزا با وقار و قدرت حکومت می‌کرد.

many artists were inspired by the czaritza's beauty.

هنرمندان زیادی از زیبایی سزاریتزا الهام گرفتند.

the czaritza hosted lavish balls in her palace.

سزاریتزا جشن‌های مجلسی پر زرق و برق در قصر خود برگزار می‌کرد.

people admired the czaritza for her intelligence.

مردم سزاریتزا را به خاطر هوش خود تحسین می‌کردند.

the czaritza made significant contributions to the arts.

سزاریتزا مشارکت‌های قابل توجهی در هنر داشت.

during her reign, the czaritza expanded the empire.

در دوران حکومت او، سزاریتزا امپراتوری را گسترش داد.

the czaritza was known for her charitable works.

سزاریتزا به خاطر کارهای خیریه خود شناخته می‌شد.

historians often write about the czaritza's influence.

تاریخ‌نگاران اغلب درباره تأثیر سزاریتزا می‌نویسند.

the czaritza's court was a center of culture.

درخواست سزاریتزا یک مرکز فرهنگ بود.

the czaritza faced many challenges during her rule.

سزاریتزا در دوران حکومت خود با چالش‌های زیادی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید