the duck dables in the shallow dables near the shore.
گوزن در نزدیکی ساحل در دالبهای سطحی دالب میکند.
she dables with painting as a hobby.
او به عنوان یک هوازی با نقاشی دالب میکند.
the artist dables in watercolor techniques.
هنرمند در فنون رنگآمیزی آبی دالب میکند.
he dables in philosophy during his free time.
او در زمان فراغ خود در فلسفه دالب میکند.
the children dables in the muddy dables after the rain.
کودکان پس از باران در دالبهای لایخاکی دالب میکنند.
our dog dables in the pond's shallow dables.
سگ ما در دالبهای سطحی استخر دالب میکند.
she dables in poetry writing occasionally.
او به ندرت در نوشتن شعر دالب میکند.
the chef dables with fusion cuisine sometimes.
شکارچی گاهی با گوشت ترکیبی دالب میکند.
he dables in stocks as a side activity.
او در سهام به عنوان یک فعالیت جانبی دالب میکند.
the students dables in various clubs at school.
دانشآموزان در کلاسهای مختلف مدرسه دالب میکنند.
my neighbor dables in gardening on weekends.
همسایه من در روزهای پایان هفته در گیاهپروری دالب میکند.
the writer dables in different genres before settling on one.
نویسنده قبل از اینکه روی یک ژانر مشخص بماند، در ژانرهای مختلف دالب میکند.
the duck dables in the shallow dables near the shore.
گوزن در نزدیکی ساحل در دالبهای سطحی دالب میکند.
she dables with painting as a hobby.
او به عنوان یک هوازی با نقاشی دالب میکند.
the artist dables in watercolor techniques.
هنرمند در فنون رنگآمیزی آبی دالب میکند.
he dables in philosophy during his free time.
او در زمان فراغ خود در فلسفه دالب میکند.
the children dables in the muddy dables after the rain.
کودکان پس از باران در دالبهای لایخاکی دالب میکنند.
our dog dables in the pond's shallow dables.
سگ ما در دالبهای سطحی استخر دالب میکند.
she dables in poetry writing occasionally.
او به ندرت در نوشتن شعر دالب میکند.
the chef dables with fusion cuisine sometimes.
شکارچی گاهی با گوشت ترکیبی دالب میکند.
he dables in stocks as a side activity.
او در سهام به عنوان یک فعالیت جانبی دالب میکند.
the students dables in various clubs at school.
دانشآموزان در کلاسهای مختلف مدرسه دالب میکنند.
my neighbor dables in gardening on weekends.
همسایه من در روزهای پایان هفته در گیاهپروری دالب میکند.
the writer dables in different genres before settling on one.
نویسنده قبل از اینکه روی یک ژانر مشخص بماند، در ژانرهای مختلف دالب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید