dacryons

[ایالات متحده]/ˈdeɪkrɪənz/
[بریتانیا]/ˈdeɪkriˌɑnz/

ترجمه

n. نقطه اشکی؛ مجرای اشکی

عبارات و ترکیب‌ها

dacryons secretion

ترشح داکریون

dacryons function

عملکرد داکریون

dacryons drainage

دفع داکریون

dacryons anatomy

آناتومی داکریون

dacryons system

سیستم داکریون

dacryons disorders

اختلالات داکریون

dacryons stimulation

تحریک داکریون

dacryons response

پاسخ داکریون

dacryons analysis

تجزیه و تحلیل داکریون

dacryons imaging

تصویربرداری داکریون

جملات نمونه

some animals produce dacryons when they are stressed.

برخی از حیوانات هنگام استرس تولید داکریون می‌کنند.

dacryons can help in understanding animal emotions.

داکریون‌ها می‌توانند به درک احساسات حیوانات کمک کنند.

the study focused on the role of dacryons in communication.

این مطالعه بر نقش داکریون‌ها در ارتباطات تمرکز داشت.

veterinarians often analyze dacryons for health assessments.

دامپزشکان اغلب برای ارزیابی سلامت، داکریون‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

excessive dacryons can indicate a medical issue.

داکریون بیش از حد می‌تواند نشان‌دهنده یک مشکل پزشکی باشد.

some species have unique dacryons characteristics.

برخی از گونه‌ها دارای ویژگی‌های داکریون منحصربه‌فرد هستند.

understanding dacryons can improve animal welfare.

درک داکریون‌ها می‌تواند به بهبود رفاه حیوانات کمک کند.

researchers are studying dacryons to learn about stress responses.

محققان در حال مطالعه داکریون‌ها برای کسب اطلاعات در مورد پاسخ‌های استرس هستند.

changes in dacryons may reflect environmental changes.

تغییرات در داکریون‌ها ممکن است نشان‌دهنده تغییرات محیطی باشد.

monitoring dacryons can help in behavioral studies.

نظارت بر داکریون‌ها می‌تواند به کمک در مطالعات رفتاری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید