daftness prevails
غَلبه حماقت
utter daftness
حماقت محض
daftness abounds
حماقت فراوان است
daftness reigns
حماقت حکمفرماست
pure daftness
حماقت خالص
daftness defined
تعریف حماقت
daftness exposed
حماقت آشکار شد
daftness observed
حماقت مشاهده شد
daftness acknowledged
حماقت پذیرفته شد
daftness discussed
در مورد حماقت بحث شد
his daftness often leads to amusing situations.
نادانی او اغلب منجر به موقعیتهای خندهدار میشود.
she couldn't believe his daftness when he forgot her birthday.
او نمیتوانست باور کند که او به خاطر نداشتن تولدش چه قدر نادیده گرفته بود.
the daftness of the plan was apparent to everyone.
نادانی طرح برای همه آشکار بود.
despite his daftness, we all love him for his kindness.
با وجود نادانیاش، ما همه او را به خاطر مهربانیاش دوست داریم.
her daftness in trying to fix the car made us laugh.
تلاشهای نادیده او برای تعمیر ماشین ما را خنداند.
everyone has moments of daftness that they later regret.
همه کسانی هستند که لحظاتی از نادانی را دارند که بعداً پشیمان میشوند.
his daftness was overshadowed by his brilliant ideas.
نادانی او تحتالشعاع ایدههای درخشانش قرار گرفت.
they laughed at his daftness, but he didn't mind.
آنها به خاطر نادانی او خندیدند، اما او مهم نمیدانست.
sometimes, daftness can lead to unexpected creativity.
گاهی اوقات، نادانی میتواند منجر به خلاقیت غیرمنتظره شود.
her daftness in the meeting caused a lot of confusion.
نادانی او در جلسه باعث سردرگمی زیادی شد.
daftness prevails
غَلبه حماقت
utter daftness
حماقت محض
daftness abounds
حماقت فراوان است
daftness reigns
حماقت حکمفرماست
pure daftness
حماقت خالص
daftness defined
تعریف حماقت
daftness exposed
حماقت آشکار شد
daftness observed
حماقت مشاهده شد
daftness acknowledged
حماقت پذیرفته شد
daftness discussed
در مورد حماقت بحث شد
his daftness often leads to amusing situations.
نادانی او اغلب منجر به موقعیتهای خندهدار میشود.
she couldn't believe his daftness when he forgot her birthday.
او نمیتوانست باور کند که او به خاطر نداشتن تولدش چه قدر نادیده گرفته بود.
the daftness of the plan was apparent to everyone.
نادانی طرح برای همه آشکار بود.
despite his daftness, we all love him for his kindness.
با وجود نادانیاش، ما همه او را به خاطر مهربانیاش دوست داریم.
her daftness in trying to fix the car made us laugh.
تلاشهای نادیده او برای تعمیر ماشین ما را خنداند.
everyone has moments of daftness that they later regret.
همه کسانی هستند که لحظاتی از نادانی را دارند که بعداً پشیمان میشوند.
his daftness was overshadowed by his brilliant ideas.
نادانی او تحتالشعاع ایدههای درخشانش قرار گرفت.
they laughed at his daftness, but he didn't mind.
آنها به خاطر نادانی او خندیدند، اما او مهم نمیدانست.
sometimes, daftness can lead to unexpected creativity.
گاهی اوقات، نادانی میتواند منجر به خلاقیت غیرمنتظره شود.
her daftness in the meeting caused a lot of confusion.
نادانی او در جلسه باعث سردرگمی زیادی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید