daimyo

[ایالات متحده]/ˈdaɪmjoʊ/
[بریتانیا]/ˈdaɪmjoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرد فئودال در ژاپن

عبارات و ترکیب‌ها

feudal daimyo

دايميو فئودال

daimyo castle

قلعه دايميو

daimyo system

سیستم دايميو

daimyo power

قدرت دايميو

daimyo class

طبقه دايميو

daimyo rule

حاکمیت دايميو

daimyo territory

سرزمین دايميو

daimyo army

ارتش دايميو

daimyo land

زمین دايميو

daimyo family

خانواده دايميو

جملات نمونه

the daimyo ruled over vast territories in feudal japan.

دايميو بر مناطق وسیع در ژاپن فئودال حکومت می‌کرد.

many samurai served their daimyo loyally.

بسیاری از سامورایی ها به طور وفادارانه برای دايمیو خدمت می کردند.

the daimyo held significant power and influence.

دايمیو قدرت و نفوذ قابل توجهی داشت.

during the edo period, the daimyo were required to live in edo.

در دوره ادو، دايمیوها موظف به زندگی در ادو بودند.

each daimyo had their own castle and army.

هر دايمیو قلعه و ارتش خود را داشت.

some daimyo were known for their cultural patronage.

برخی از دايمیوها به دلیل حمایت فرهنگی خود مشهور بودند.

the daimyo system was abolished during the meiji restoration.

سیستم دايمیو در دوران بازسازی میجی لغو شد.

feudal lords, or daimyo, played a crucial role in japanese history.

لرد‌های فئودال یا دايمیوها نقش مهمی در تاریخ ژاپن ایفا کردند.

many daimyo engaged in trade with foreign nations.

بسیاری از دايمیوها در تجارت با کشورهای خارجی مشارکت کردند.

the daimyo's wealth came from land taxes and agriculture.

ثروت دايمیوها از مالیات بر زمین و کشاورزی حاصل می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید