warlord

[ایالات متحده]/'wɔːlɔːd/
[بریتانیا]/'wɔrlɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رهبر نظامی که با نیروهای مسلح بر یک منطقه حکومت می‌کند.
Word Forms
جمعwarlords

جملات نمونه

the politicians and warlords who are fermenting this chaos.

سیاستمداران و جنگ‌سالارانی که این هرج و مرج را ایجاد می‌کنند.

mountain warlords carried the torch of Greek independence.

حاکمان جنگجو کوهستانی مشعل استقلال یونان را حمل می‌کردند.

They secretly entered into collusion with the northern warlords.

آنها به طور مخفیانه با فرماندهان جنگ شمال تبانی کردند.

They become embroiled in a despicable warlord's efforts to bring the Dragon Emperor (Jet Li) back to life so he can reawaken his army and unify China.

آنها در تلاش های یک جنگجوی ناپسند برای زنده کردن امپراتور اژدها (جت لی) گرفتار می شوند تا بتواند ارتش خود را دوباره بیدار کرده و چین را متحد کند.

Brutal, corrupt warlords torture and murder at will, while the khamsin, the hot, dusty desert wind, blows hard, turning the sky yellow and filling the air with choking sand.

حاکمان جنگی بی‌رحم و فاسد به میل خود شکنجه و قتل انجام می‌دهند، در حالی که خامین، باد گرم و پر خاک و غبار صحرا، شدیداً می‌وزد، آسمان را زرد می‌کند و هوا را با شن خفه کننده پر می‌کند.

The warlord amassed a large army to conquer neighboring territories.

حاکم جنگجو یک ارتش بزرگ را برای فتح سرزمین‌های همسایه جمع‌آوری کرد.

The warlord ruled with an iron fist, suppressing any opposition with force.

حاکم جنگجو با دست سفت و سخت حکومت می‌کرد و هرگونه مخالفت را با زور سرکوب می‌نمود.

The warlord's stronghold was heavily fortified to withstand attacks.

قلعه حاکم جنگجو به شدت مستحکم بود تا در برابر حملات مقاومت کند.

The warlord negotiated a peace treaty with his rivals to avoid further bloodshed.

حاکم جنگجو برای جلوگیری از خونریزی بیشتر با رقبای خود پیمان صلح امضا کرد.

The warlord's reign of terror came to an end when the rebels overthrew his regime.

حکومت وحشت‌انگیز حاکم جنگجو زمانی پایان یافت که شورشیان رژیم او را سرنگون کردند.

The warlord's loyal followers carried out his orders without question.

پیروان وفادار حاکم جنگجو دستورات او را بدون سؤال اجرا می‌کردند.

The warlord's ambition knew no bounds as he sought to expand his influence across the region.

طمع حاکم جنگجو حد و مرزی نمی‌شناخت، زیرا او به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه بود.

The warlord's rise to power was marked by ruthless tactics and strategic alliances.

ظهور حاکم جنگجو به قدرت با تاکتیک‌های بی‌رحمانه و اتحادهای استراتژیک مشخص شد.

The warlord's downfall was inevitable as his enemies closed in on all sides.

سقوط حاکم جنگجو اجتناب‌ناپذیر بود زیرا دشمنانش از همه طرف به او نزدیک شدند.

The warlord's domain extended far and wide, encompassing multiple territories under his control.

حوزه نفوذ حاکم جنگجو بسیار دور و گسترده بود و شامل چندین منطقه تحت کنترل او می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید